breadwinner

[ایالات متحده]/'bredwɪnə/
[بریتانیا]/'brɛdwɪnɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که پول در می‌آورد تا از خانواده‌اش حمایت کند

جملات نمونه

When her husband died she had to become the breadwinner.

وقتی همسرش فوت کرد، مجبور شد نان‌آور خانواده شود.

If the breadwinner deserts the family, it will be left penniless. One who isimpoverished has been reduced to poverty:

اگر نان‌آور خانواده خانواده را ترک کند، آنها بی‌نیاز خواهند ماند. کسی که فقیر شده است به فقر رسیده است:

The breadwinner of the family lost their job.

نان‌آور خانواده شغل خود را از دست داد.

She is the breadwinner in her household.

او نان‌آور خانواده خود است.

The breadwinner works hard to provide for their family.

نان‌آور سخت تلاش می‌کند تا برای خانواده‌اش فراهم کند.

Being the breadwinner can be a lot of pressure.

نان‌آور بودن می‌تواند فشار زیادی باشد.

The breadwinner's income supports the entire family.

درآمد نان‌آور از کل خانواده حمایت می‌کند.

He takes pride in being the breadwinner for his family.

او به این که نان‌آور خانواده‌اش است افتخار می‌کند.

The role of breadwinner is changing in many modern families.

نقش نان‌آور در بسیاری از خانواده‌های مدرن در حال تغییر است.

The breadwinner often sacrifices their own needs for their family.

نان‌آور اغلب نیازهای خود را برای خانواده‌اش قربانی می‌کند.

In some cultures, the breadwinner is traditionally the male head of the household.

در برخی فرهنگ‌ها، نان‌آور به طور سنتی مرد خانه است.

The breadwinner's job security is important for the family's stability.

امنیت شغلی نان‌آور برای ثبات خانواده مهم است.

نمونه‌های واقعی

So, we can also call a breadwinner a " provider" .

بنابراین، ما همچنین می توانیم یک نان آور را " تأمین کننده" بنامیم.

منبع: VOA Special August 2020 Collection

Her father is a real breadwinner of the family.

پدرش واقعاً نان آور خانواده است.

منبع: New Horizons College English Audio-Visual Course (Third Edition)

And third, he is our breadwinner.

و سوم، او نان آور ماست.

منبع: Yes, Minister Season 1

But the last two years, you've been the breadwinner.

اما در دو سال گذشته، شما نان آور بوده‌اید.

منبع: Deadly Women

So, she is now the breadwinner for her whole family!

بنابراین، او اکنون نان آور کل خانواده‌اش است!

منبع: VOA Special August 2020 Collection

The person who makes the most money in a family is called the breadwinner.

شخصی که بیشترین پول را در یک خانواده به دست می آورد، نان آور نامیده می شود.

منبع: VOA Special English - Vocabulary Lore

About 41 percent of mothers are primary breadwinners and earn the majority of their family's earnings.

حدود 41 درصد از مادران، نان آور اصلی هستند و اکثریت درآمد خانواده خود را کسب می کنند.

منبع: Lean In

In other words, women must juggle work and housework; for men, it is enough to be a breadwinner.

به عبارت دیگر، زنان باید کار و کار خانه را با هم انجام دهند؛ برای مردان، بودن نان آور کافی است.

منبع: "The Sixth Sound" Reading Selection

A " breadwinner" is a person who makes money for others.

یک " نان آور" شخصی است که برای دیگران پول به دست می آورد.

منبع: VOA Special August 2020 Collection

Instead, their expectations come on top of the traditional belief that men should be the family breadwinners.

به جای آن، انتظارات آنها بر این باور سنتی که مردان باید نان آور خانواده باشند، افزوده می شود.

منبع: "The Sixth Sound" Reading Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید