calling

[ایالات متحده]/ˈkɔːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɔːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرفه؛ نامگذاری؛ احضار؛ خواسته؛ دعوت
v. احضار کردن؛ اشاره کردن به عنوان؛ صدا زدن.

عبارات و ترکیب‌ها

making a call

تماس گرفتن

answering a call

پاسخ دادن به تماس

missing a call

از دست دادن تماس

conference call

کنفرانس تلفنی

outgoing call

تماس خروجی

incoming call

تماس ورودی

phone call

تماس تلفنی

calling for

تماس برای

calling card

کارت تماس

calling up

تماس با

cold calling

تماس سرد

calling party

طرف تماس گیرنده

جملات نمونه

the calling of a cuckoo.

صدای کوکو.

By calling, he is a carpenter.

با تماس گرفتن، او یک چوب‌ساز است.

she heard Terry calling her.

او شنید که تری با او تماس می‌گیرد.

Meredith was already calling out a greeting.

مریداث از قبل در حال فریاد زدن یک خوشامدگویی بود.

He had a calling to join the party.

او میل داشت به حزب بپیوندد.

Mother is calling me.

مادر دارد با من تماس می‌گیرد.

He had a calling to become a priest.

او میل داشت کشیش شود.

a swimmer who was calling for help.

شناگری که درخواست کمک می‌کرد.

geese calling in early morning.

غازها در اوایل صبح صدا می‌کردند.

calling in silver dollars.

جمع‌آوری دلار نقدی.

The sirens are calling the men to assemble.

آژیرها خواستند که مردان گرد هم آیند.

I believe in calling a spade a spade.

من معتقدم که باید یک قاشق را قاشق صدا زد.

What was his calling?

نقش او چه بود؟

He had a calling to become a sailor.

او میل داشت ملوان شود.

Protesters are calling for a public hearing.

تظاهرکنندگان خواستار برگزاری جلسه‌ای عمومی هستند.

he heard an insistent voice calling his name.

او صدای اصرارآمیزی شنید که اسمش را صدا می‌کرد.

the 8.15 service to Paddington, calling at Reading.

ساعت 8:15 به پادینگتون، توقف در ریدینگ.

نمونه‌های واقعی

President Juan Manuel Santos twittered about the incident, calling the soldiers heroes and commiserating with their families.

رئیس‌جمهور خوان مانوئل سانتوس در مورد این حادثه توییت کرد و سربازان را قهرمان خواند و با خانواده‌هایشان همدلی کرد.

منبع: BBC Listening Collection May 2013

His life is a testament that public service is a noble calling.

زندگی او گواهی است که خدمت به جامعه یک حرفه شریف است.

منبع: CNN 10 Student English December 2018 Collection

Hi, Kim. Are you calling from home?

سلام کیم. آیا از خانه زنگ می‌زنی؟

منبع: Rapid Oral Communication Volume 1

Some doctors dismissed it, calling it psychosomatic.

برخی از پزشکان آن را نادیده گرفتند و آن را روانی خواندند.

منبع: This month VOA Special English

You might have a new calling, Lennox.

شاید شما یک حرفه جدید داشته باشید، لنکس.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

Here. You better not be calling China.

اینجا. بهتر است با چین تماس نگیرید.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

The U.N. isn't calling it at this point.

در حال حاضر سازمان ملل متحد آن را اینطور نمی‌نامد.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

You can also ask why they are calling.

همچنین می‌توانید بپرسید که چرا آن‌ها تماس می‌گیرند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

I've been calling it, do it yourself reproductive.

من آن را اینطور می‌نامم، خودتان تولید مثل کنید.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Answer your phone. I've been calling you.

به تلفن خود پاسخ دهید. من با شما تماس گرفته‌ام.

منبع: Sherlock Original Soundtrack (Season 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید