phoning

[ایالات متحده]/[ˈfəʊ.nɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈfoʊ.nɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل استفاده از تلفن.
v. در حال انجام تماس تلفنی بودن؛ با تلفن تماس گرفتن.
Word Forms
جمعphonings

عبارات و ترکیب‌ها

phoning home

تماس با خانه

phoning it in

تماس با آن

phoning around

تماس با اطراف

phoned already

قبلاً تماس گرفته شده است

phoning now

اکنون تماس می گیریم

phoned back

تماس گرفتند

phoning list

لیست تماس

phoning for

تماس برای

phoned earlier

قبلاً تماس گرفته بودیم

phoning services

خدمات تماس

جملات نمونه

i'm phoning to confirm our meeting tomorrow.

من برای تایید قرار ملاقاتمان فردا با شما تماس می‌گیرم.

she's constantly phoning her mother every sunday.

او هر یکشنبه به طور مداوم با مادرش تماس می‌گیرد.

he's phoning in sick today due to a headache.

او امروز به دلیل سردرد مرخصی گرفته و تماس می‌گیرد.

are you phoning for assistance with your order?

آیا برای دریافت کمک در مورد سفارش خود با ما تماس می‌گیرید؟

we're phoning potential clients to schedule demos.

ما با مشتریان بالقوه تماس می‌گیریم تا جلسات نمایشی را برنامه‌ریزی کنیم.

stop phoning me constantly; it's driving me crazy!

دیگه به طور مداوم با من تماس نگیرید؛ دارد من را دیوانه می‌کند!

he's phoning the airline to check his flight status.

او برای بررسی وضعیت پروازش با ایرلاین تماس می‌گیرد.

she's phoning the restaurant to make a reservation.

او برای رزرو با رستوران تماس می‌گیرد.

they're phoning around to get price quotes.

آنها برای دریافت قیمت‌ها با افراد مختلف تماس می‌گیرند.

i'm phoning the bank to inquire about my account.

من برای استعلام درباره حساب بانکی‌ام با بانک تماس می‌گیرم.

he's phoning in a complaint about the service.

او در حال ثبت یک شکایت در مورد خدمات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید