sealed envelope
پاکت مهر و موم شده
sealed container
کانتینر دربسته
sealed in
در مهر و موم
sealed off
به طور کامل مهر و موم شده
hermetically sealed
به طور کامل مهر و موم شده
sealed bid
مناقصه نامه بسته
sealed chamber
اتاق مهر و موم شده
sealed book
کتاب مهر و موم شده
sealed bidding
حراج سرپوشیده
sealed sample
نمونه مهر و موم شده
their love was sealed for eternity .
عشق آنها برای ابدیت مهر و موم شد.
we sealed the bargain instanter.
ما بلافاصله معامله را مهر و موم کردیم.
It's a sealed book to me.
این کتاب برای من یک راز است.
She sealed the letter.
او نامه را مهر کرد.
The friendship sealed in adversity is the sincerest.
دوستی که در مشکلات مهر و موم شده است، صادقانه ترین است.
he sealed the envelope and wrote on the front.
او پاکت را مهر و موم کرد و روی آن نوشت.
the pine boarding should be sealed with polyurethane.
ورقههای چوبی کاج باید با پلی اورتان مهر و موم شوند.
The Battle of Stalingrad sealed Hitler's doom.
نبرد استالینگراد سرنوشت هیتلر را رقم زد.
The arrival of reinforcements sealed our victory.
ورود نیروهای تقویتی پیروزی ما را تضمین کرد.
We sealed our agreement by shaking hands.
ما با دست دادن توافق خود را مهر کردیم.
We will never forget the friendship sealed in adversity.
ما هرگز دوستی را که در سختی مهر شده است فراموش نخواهیم کرد.
The river froze over. Engineers sealed the tunnel entrance over.
رودخانه یخ زد. مهندسان ورودی تونل را مهر و موم کردند.
An unused wing of the hospital was sealed off.
یک بخش استفاده نشده از بیمارستان قرنطینه شد.
he folded it, sealed the envelope, and walked to the postbox.
او آن را تا کرد، پاکت را مهر کرد و به سمت صندوق پست رفت.
anti-terrorist squad officers sealed off the area to search for possible bombs.
ماموران گروه ضد ترور منطقه را برای جستجوی بمب های احتمالی قرنطینه کردند.
At the conference they hope to have a treaty signed, sealed and delivered by Tuesday.
در کنفرانس امیدوارند تا روز سه شنبه معاهده ای امضا، مهر و تحویل شود.
They sealed up the cracks in the window to stop the icy wind from blowing in.
آنها شکاف های پنجره را مهر کردند تا از ورود باد یخبندان جلوگیری کنند.
a jar sealed to exclude outside air; an immigration policy that excludes undesirables.
یک پارچه در بسته برای جلوگیری از ورود هوا؛ یک سیاست مهاجرتی که افراد نامطلوب را حذف میکند.
Not another word. My lips are sealed.
دیگر هیچ کلمهای نگویید. لبهای من مهر و موم شده است.
منبع: The Legend of MerlinWe've been sealed for several years.
ما سالها مهر و موم شدهایم.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthTheir fate was surely sealed. But not quite.
سرنوشت آنها مطمئناً مهر و موم شده بود. اما نه کاملاً.
منبع: A Brief History of the WorldNow I was leaning toward Yale anyway, but that pretty much sealed the deal.
حالا من به هر حال به سمت ییل تمایل داشتم، اما این تقریباً معامله را مهر و موم کرد.
منبع: 2018 Best Hits CompilationI mean, the business seal and the corporate seal.
منظورم مهر شرکت و مهر سازمانی است.
منبع: Banking Situational ConversationSealed inside their shelters, these lazy outlaws never have to worry about pesticides.
مهر و موم شده در پناهگاههای خود، این قانونگذاران تنبل هرگز نیازی به نگرانی در مورد سموم دفع آفات ندارند.
منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)The bond between our nations was forever sealed in that " Great Crusade" .
پیوند بین ملتهای ما برای همیشه در آن "قیادت بزرگ" مهر و موم شد.
منبع: Queen's Speech in the UKIn order to keep the file sealed.
برای این که پرونده مهر و موم شود.
منبع: Out of Control Season 3By then my fate had been sealed.
تا آن زمان سرنوشت من مهر و موم شده بود.
منبع: Person of Interest Season 5It's not the milk because it sealed in a carton.
این شیر نیست زیرا در یک جعبه مهر و موم شده است.
منبع: Bedtime stories for childrenلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید