capping

[ایالات متحده]/'kæpiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (ایالات متحده) استفاده از پیشنهاد دهندگان جعلی برای افزایش قیمت‌ها در یک حراج؛ گذاشتن پوشش؛ اتصال فیوز به یک مواد منفجره
v. گذاشتن کلاهک؛ پوشاندن.

عبارات و ترکیب‌ها

salary capping

سقف تعیین حقوق

capping ceremony

مراسم اهدای مدرک

capping machine

دستگاه درب‌پوش

جملات نمونه

capping off a great day with a delicious dinner

پایان دادن به یک روز عالی با یک شام خوشمزه

capping the bottle tightly to keep the drink fresh

بستن محکم درب بطری برای حفظ تازگی نوشیدنی

capping the number of attendees for the event

محدود کردن تعداد شرکت کنندگان در رویداد

capping a successful project with a presentation

به پایان رساندن یک پروژه موفق با ارائه

capping the amount of money spent on shopping

محدود کردن میزان پولی که برای خرید هزینه شده است

capping the peak of the mountain after a long hike

رسیدن به قله کوه پس از یک پیاده روی طولانی

capping the number of characters in a text message

محدود کردن تعداد کاراکترها در یک پیام متنی

capping the price of a product to attract more customers

تعیین قیمت یک محصول برای جذب مشتریان بیشتر

capping the duration of a meeting to ensure efficiency

محدود کردن مدت زمان یک جلسه برای اطمینان از کارایی

capping the size of a file for easy sharing

محدود کردن حجم یک فایل برای به اشتراک گذاری آسان

نمونه‌های واقعی

Yes! We can also say capping to mean lying!

بله! ما همچنین می‌توانیم بگوییم که 'کپینگ' به معنای دروغ گفتن است!

منبع: BBC Authentic English

And then all along the way what you're gonna do, is you're gonna be capping at different intervals.

و در طول مسیر، کاری که قرار است انجام دهید این است که در فواصل مختلف دروغ بگویید.

منبع: Connection Magazine

Elon Musk is capping the number of tweets users can see each day.

ایلون ماسک تعداد توییت‌هایی که کاربران می‌توانند در روز ببینند را محدود می‌کند.

منبع: NPR News July 2023 Collection

In this analysis, capping prices would not make a huge difference to energy consumption.

در این تحلیل، سقف قیمت‌ها تأثیر زیادی بر مصرف انرژی نخواهد داشت.

منبع: The Economist - Finance

The government began capping energy bills this weekend, but protesters say it's not enough.

دولت این آخر هفته شروع به سقف قیمت قبوض برق کرد، اما معترضان می‌گویند این کافی نیست.

منبع: Financial Times

On December 16th Theresa May, the home secretary, proposed capping the number of EU migrants entering Britain.

در 16 دسامبر، ترزا می، وزیر کشور، پیشنهاد کرد که تعداد مهاجران اتحادیه اروپا وارد بریتانیا شود.

منبع: The Economist (Summary)

They achieve this by capping attendance at meetings and cutting them down to 30 or even 15 minutes.

آنها با محدود کردن حضور در جلسات و کاهش آنها به 30 یا حتی 15 دقیقه این کار را انجام می‌دهند.

منبع: International Labor Day Special Edition

CMA CGM describes this as an " unprecedented situation" and is capping prices to keep its customers happy.

CMA CGM این را به عنوان یک " وضعیت بی‌سابقه" توصیف می‌کند و برای خوشحال کردن مشتریان خود قیمت‌ها را محدود می‌کند.

منبع: The Economist (Summary)

The Bank of Japan relaxed its policy of capping long-term interest rates for the second time in three months.

بانک مرکزی ژاپن برای دومین بار در سه ماهه، سیاست خود را در مورد سقف نرخ بهره بلندمدت کاهش داد.

منبع: The Economist - Weekly News Highlights

In Australia, lawmakers have picked Treasurer Scott Morrison to be the next prime minister, capping a week of political turmoil.

در استرالیا، قانونگذاران اسکات موریسون، وزیر خزانه‌داری، را به عنوان نخست‌وزیر بعدی انتخاب کردند و به پایان یک هفته آشفتگی سیاسی رسیدند.

منبع: PBS English News

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید