limiting

[ایالات متحده]/'lɪmɪtɪŋ/
[بریتانیا]/'lɪmɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محدود کننده; تعیین کننده محدودیت‌ها
v. محدود کردن; تعیین محدودیت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

imposing limits

تحمیل محدودیت‌ها

being limiting

محدود کننده بودن

keeping within limits

حفظ محدودیت‌ها

limiting factor

عامل محدود کننده

current limiting

محدود کردن جریان

limiting current

جریان محدود کننده

limiting temperature

محدود کردن دما

limiting distribution

محدود کردن توزیع

limiting value

مقدار محدود کننده

limiting speed

محدود کردن سرعت

جملات نمونه

The dose limiting toxicity of CAP+ vindesine regimen was myelosuppression.

سمیت محدود کننده دوز رژیم CAP+ vindesine سرکوب مغز است.

Objective: To study the limiting determination of microorganisms in trimebutine maleate tablets.

هدف: مطالعه تعیین محدود کننده میکروارگانیسم ها در قرص های تریمبوتین مالئات.

They are rate-limiting enzymes that degrade heme into same moles of dehydrobilirubin(biliverdin),CO and Fe.

آنها آنزیم‌های محدود کننده سرعت هستند که هم درهم را به مول‌های یکسان دهیدرو بیلی روبین (بیلی وردین)، CO و Fe تجزیه می‌کنند.

The threshold energy,limiting efficiency and efficiency of stored chemical energy in the system of solar hydrogen photoproduction by water splitting was described.

آستانه انرژی، محدودیت کارایی و کارایی انرژی شیمیایی ذخیره شده در سیستم تولید هیدروژن خورشیدی از طریق شکافت آب توصیف شد.

Cyclophos phamide by the current-limiting resistor R6 and voltage regulator tube VZ components, the UB voltage for the unijunction transistor VU DC power supply.

سیکل‌فوسفامید توسط مقاومت محدود کننده جریان R6 و اجزای لوله تنظیم ولتاژ VZ، ولتاژ UB برای منبع تغذیه DC ترانزیستور یونیزه شده VU.

The results of four fixed beam investigations show capacity gains of more than 3 times in cell ranges where mostly the intracell interference is the limiting factor.

نتایج چهار بررسی پرتو ثابت نشان می‌دهد که در محدوده‌های سلولی که بیشتر تداخل داخل سلولی عامل محدود کننده است، افزایش ظرفیت بیش از 3 برابر وجود دارد.

The MERL system uses 3D face models and specifically targets illumination and pose variation, which they think as the most critical factors limiting performance.

سیستم MERL از مدل های سه بعدی چهره استفاده می کند و به طور خاص هدف روشنایی و تغییر وضعیت را قرار می دهد، که آنها آن را به عنوان حیاتی ترین عوامل محدود کننده عملکرد می دانند.

Bargaining situations are examples of cooperative games. As with noncooperative games, in bargaining one can sometimes gain a strategic advantage by limiting one's flexibility.

شرایط چانه زنی نمونه‌ای از بازی‌های تعاونی هستند. همانطور که در بازی‌های غیرتعاونی، در چانه زنی گاهی اوقات می‌توان با محدود کردن انعطاف‌پذیری خود، از مزیت استراتژیک برخوردار شد.

In the esophagus, the mucosa collapses against the distal end of the endotracheal tube, thereby limiting the ability to fully pull back on a syringe or for a flexible compressed bulb to reexpand.

در مری، مخاط در برابر انتهای انتهایی لوله تراشه ریه فرومی‌ریزد و در نتیجه توانایی کشیدن کامل یک سرنگ یا انبساط مجدد یک حباب فشرده انعطاف پذیر را محدود می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید