uncapping the bottle
باز کردن بطری
uncapped potential
ظرفیتهای دستنخورده
uncapping the well
باز کردن چاه
uncapping process
فرآیند باز کردن
uncapped reservoir
حوضچه دستنخورده
uncapping it
باز کردن آن
uncapped container
ظرف دستنخورده
uncapping mechanism
مکانیزم باز کردن
uncapping valve
دریچه باز کردن
uncapping system
سیستم باز کردن
the team is uncapping potential in the young players.
تیم در حال شکوفا کردن پتانسیل بازیکنان جوان است.
she enjoyed uncapping a new bottle of sparkling cider.
او از باز کردن یک بطری جدید سدر گازدار لذت برد.
the company is uncapping new markets overseas.
شرکت در حال باز کردن بازارهای جدید در خارج از کشور است.
he's uncapping his creativity with this new project.
او با این پروژه جدید، خلاقیت خود را شکوفا میکند.
they are uncapping opportunities for growth within the company.
آنها فرصتهای رشد را در داخل شرکت شکوفا میکنند.
the government is uncapping investment in renewable energy.
دولت در حال باز کردن سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر است.
the artist is uncapping a new style of painting.
هنرمند در حال باز کردن یک سبک جدید نقاشی است.
we're uncapping the talent pool by hiring recent graduates.
ما با استخدام فارغالتحصیلان جدید، استخر استعداد را شکوفا میکنیم.
the software allows uncapping the device's full capabilities.
نرمافزار اجازه میدهد تا امکانات کامل دستگاه شکوفا شود.
the event is uncapping a new era for the city.
این رویداد یک عصر جدید را برای شهر آغاز میکند.
the researcher is uncapping the mysteries of the ancient text.
محقق در حال باز کردن اسرار متن باستانی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید