uncapping

[ایالات متحده]/[ˈʌnˈkæpɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈʌnˈkæpɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باز کردن درپوش یا درب چیزی؛ باز کردن یک بطری یا ظرف.
n. عمل باز کردن درپوش یا درب.

عبارات و ترکیب‌ها

uncapping the bottle

باز کردن بطری

uncapped potential

ظرفیت‌های دست‌نخورده

uncapping the well

باز کردن چاه

uncapping process

فرآیند باز کردن

uncapped reservoir

حوضچه دست‌نخورده

uncapping it

باز کردن آن

uncapped container

ظرف دست‌نخورده

uncapping mechanism

مکانیزم باز کردن

uncapping valve

دریچه باز کردن

uncapping system

سیستم باز کردن

جملات نمونه

the team is uncapping potential in the young players.

تیم در حال شکوفا کردن پتانسیل بازیکنان جوان است.

she enjoyed uncapping a new bottle of sparkling cider.

او از باز کردن یک بطری جدید سدر گازدار لذت برد.

the company is uncapping new markets overseas.

شرکت در حال باز کردن بازارهای جدید در خارج از کشور است.

he's uncapping his creativity with this new project.

او با این پروژه جدید، خلاقیت خود را شکوفا می‌کند.

they are uncapping opportunities for growth within the company.

آنها فرصت‌های رشد را در داخل شرکت شکوفا می‌کنند.

the government is uncapping investment in renewable energy.

دولت در حال باز کردن سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر است.

the artist is uncapping a new style of painting.

هنرمند در حال باز کردن یک سبک جدید نقاشی است.

we're uncapping the talent pool by hiring recent graduates.

ما با استخدام فارغ‌التحصیلان جدید، استخر استعداد را شکوفا می‌کنیم.

the software allows uncapping the device's full capabilities.

نرم‌افزار اجازه می‌دهد تا امکانات کامل دستگاه شکوفا شود.

the event is uncapping a new era for the city.

این رویداد یک عصر جدید را برای شهر آغاز می‌کند.

the researcher is uncapping the mysteries of the ancient text.

محقق در حال باز کردن اسرار متن باستانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید