cast a vote
انتخاب کردن
cast a spell
جادو انداختن
cast a shadow
سایه انداختن
cast a line
صید کردن
cast a glance
نگاهی انداختن
cast a play
اجرای نمایش
cast iron
آهن ریختهگری
cast member
عضو بازیگران
cast a net
تور انداختن
cast doubt
شک ایجاد کردن
cast off
دریافتن
cast steel
ریخته گری فولاد
cast in
ریخته شده در
white cast iron
چدن سفید
cast out
تبعید کردن
nodular cast iron
چدن دوتایی
cast by
توسط...
cast away
دور انداختن
cast aside
کنار گذاشتن
cast on
ریخته شده روی
cast down
سرنگون کردن
gray cast iron
چدن خاکستری
die cast
ریخته گری تحت فشار
ductile cast iron
چدن کربنی
as cast
همانطور که ریخته شده
grey cast iron
چدن خاکستری
cast slab
اسلب ریخته شده
cast lots
قرعه کشی کردن
cast iron pipe
لوله چدنی
a bell was cast for the church.
یک گلدسته برای کلیسا ریختهگری شد.
there are no cast-iron guarantees.
هیچ تضمین قطعی وجود ندارد.
the cast are economical with their actions.
بازیگران در انجام دادن کارها صرفه جو هستند.
The statue is cast in bronze.
مجسمه از برنز ریخته شده است.
a utility cast member.
یک عضو بازیگر در بخش خدمات.
The part was cast to him.
این نقش به او داده شد.
The cow cast a calf.
گاو یک بره به دنیا آورد.
a caster of nets.
کسی که تورها را میریزد.
He was cast as the villain.
او نقش شرور را بازی کرد.
the whole cast broke up.
کل بازیگران متفرق شدند.
bronze casts of the sculpture.
قالبهای برنزی از مجسمه.
he was cast as an oriental ruler.
او نقش یک حاکم شرقی را بازی کرد.
a pile of cast-off clothes.
یک دسته لباس دست دوم.
a man of cast-iron will
مردی با اراده فولادی.
They cast it and poured 63 tonnes of molten bronze into that cast.
آن را ریختند و ۶۳ تن برنز مذاب را در آن قالب ریختند.
منبع: BBC documentary "Chinese New Year"Harry cast about for a happy memory.
هری به دنبال خاطرهای خوش گشت.
منبع: Harry Potter and the Prisoner of AzkabanThen French started to cast the statue.
سپس فرانس شروع به ریختهگری مجسمه کرد.
منبع: Entering Harvard UniversitySo when you cast your vote tonight, kids, cast it for adventure...
بنابراین وقتی امشب رای خود را میدهید، بچهها، آن را برای ماجراجویی بدهید...
منبع: Desperate Housewives Season 7The statue was cast in bronze.
مجسمه از برنز ریختهگری شد.
منبع: IELTS vocabulary example sentencesThis has all been cast aside.
همه اینها کنار گذاشته شده است.
منبع: NPR News March 2022 CompilationThe president of the Senate can then cast the tie breaker.
سپس رئیس سنا میتواند رأیگیری را انجام دهد.
منبع: CNN Selected November 2016 CollectionHe predicted massive voter fraud before any votes were cast.
او قبل از هر رأی، تقلب گسترده در رایگیری را پیشبینی کرد.
منبع: NPR News November 2016 CollectionThe electors have unanimously cast 16 votes for Joseph R. Biden.
انتخابکنندگان به طور یکپارچه ۱۶ رأی برای جوزف آر. بایدن ریختهاند.
منبع: NPR News December 2020 CompilationJust keep that in mind when you cast your vote today.
فقط آن را در ذهن داشته باشید وقتی امروز رای خود را میدهید.
منبع: Young Sheldon - Season 2لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید