throw a ball
پرتاب کردن یک توپ
throw a party
برگزاری مهمانی
throw garbage
دور ریختن زباله
throw a tantrum
نجوا کردن
throw a punch
زدن مشت
throw a fit
عصبی شدن
throw a frisbee
پرتاب کردن فرِسبی
throw a dart
پرتاب dart
throw a stone
پرتاب کردن سنگ
throw away
دور بینداز
throw out
بیرون انداختن
throw in
انداختن داخل
throw off
حذف کردن
throw up
حالت تهوع گرفتن
free throw
پرتاب آزاد
throw the ball
پرتاب کردن توپ
throw at
پرتاب به سمت
throw down
سر دادن
throw into
پرتاب داخل
throw over
پرتاب از روی
throw on
انداختن روی
throw light on
نور افکندن بر روی
throw open
باز کردن
stone's throw
فاصله سنگاندازی
fault throw
خطای پرتاب
hammer throw
پرتاب چکش
free throw line
خط پرتاب آزاد
throw on a jacket.
پوشیدن یک ژاکت
Throw it into the fire.
آن را داخل آتش بینداز.
throw a satellite into space
پرتاب یک ماهواره به فضا
Throw the ball over.
توپ را از روی آن پرتاب کنید.
a stone's throw away.
در فاصلهای یک پرتاب سنگ
Throw the ball underhand.
توپ را با پرتاب زیر دستی پرتاب کنید.
Throw me that book.
آن کتاب را به من بده.
I could throw sidearm.
من میتوانم با حرکت دست به سمت جلو پرتاب کنم.
the wrong way to throw a ball
روش نادرست پرتاب توپ
Throw the rest away.
بقیه را دور بیندازید.
flung the dish against the wall.See Synonyms at throw
ظرف را به دیوار پرتاب کرد. به مترادفهای پرتاب مراجعه کنید
Throw out a minnow to catch a whale.
برای گرفتن یک نهنگ، یک ماهی کوچک بیندازید.
A cicada throws its slough.
چردهکشنده پوست خود را میاندازد.
if there is any left throw it away.
اگر چیزی باقی مانده است آن را دور بینداز.
the incomprehensible did not throw him into a swivet.
آن غیرقابلفهم او را به حالت آشفتگی نینداخت.
Holding's throw hit the stumps.
پرتاب Holding به الوارهای دروازه برخورد کرد.
He throws a mean fast ball.
او یک توپ سریع و خشن پرتاب میکند.
Throw it away, it isn't any good.
دور بیندازتش، خوب نیست.
It really was a last throw of the dice.
واقعاً آخرین تلاش بود.
منبع: "BBC Documentary Versailles Palace" detailed explanationIf the children throw away a toy, parents throw away others too.
اگر کودکان اسباببازی را دور بیندازند، والدین نیز اسباببازیهای دیگر را دور میریزند.
منبع: Selected English short passagesDon’t worry, Shaq always screws up free throws.
نگران نباشید، شاک همیشه پرتابهای آزاد را خراب میکند.
منبع: EnglishPod 1-50It was the Georgia Dome, a stone's throw from CNN Center.
این گرجیا دوم بود، در نزدیکی مرکز CNN.
منبع: CNN 10 Student English November 2017 CollectionMost of this can get thrown out.
بیشتر اینها را میتوان دور انداخت.
منبع: Humor UniversityI could just throw away the foil.
من میتوانم فقط آلومینیوم را دور بیندازم.
منبع: Lucy’s Day in ESLThey came in to be thrown away.
آنها برای دور انداختن آمدند.
منبع: Vox opinionHow do I hit clutch free throws?
چگونه میتوانم پرتابهای آزاد حیاتی را بزنم؟
منبع: Connection MagazineEverything we make eventually gets thrown away.
هر چیزی که میسازیم در نهایت دور انداخته میشود.
منبع: Discovery documentary "Understanding Bacteria"We will test how you can throw.
ما آزمایش خواهیم کرد که شما چگونه میتوانید پرتاب کنید.
منبع: BBC documentary "Chinese Teachers Are Coming"لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید