chaoses emerge
هرج و مرج ظهور میکند
chaoses abound
هرج و مرج فراگیر است
chaoses reign
هرج و مرج حکمفرماست
chaoses unfold
هرج و مرج آشکار میشود
chaoses escalate
هرج و مرج تشدید میشود
chaoses collide
هرج و مرج با یکدیگر برخورد میکنند
chaoses arise
هرج و مرج پدید میآید
chaoses ensue
هرج و مرج رخ میدهد
chaoses disrupt
هرج و مرج مختل میکند
chaoses linger
هرج و مرج طول میکشد
life can be full of chaoses.
زندگی میتواند پر از هرج و مرج باشد.
she tried to manage the chaoses in her life.
او سعی کرد هرج و مرجها را در زندگی خود مدیریت کند.
his thoughts were in a state of chaoses.
افکار او در حالت هرج و مرج بود.
the project ended up in chaoses due to miscommunication.
به دلیل سوء تفاهم، پروژه در هرج و مرج به پایان رسید.
we need to find a way to resolve these chaoses.
ما باید راهی برای رفع این هرج و مرجها پیدا کنیم.
the chaoses of the city can be overwhelming.
هرج و مرجهای شهر میتواند طاقتفرسا باشد.
she thrives in chaoses and uncertainty.
او در هرج و مرج و عدم قطعیت شکوفا میشود.
he often creates chaoses wherever he goes.
او اغلب هرج و مرجی ایجاد میکند، به هر کجا که میرود.
dealing with chaoses requires patience and skill.
مقابله با هرج و مرج به صبر و مهارت نیاز دارد.
the chaoses of the event surprised everyone.
هرج و مرجهای رویداد همه را غافلگیر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید