chaoses

[ایالات متحده]/ˈtʃeɪ.oʊsɪz/
[بریتانیا]/ˈkeɪˌsoʊsiz/

ترجمه

n. وضعیت کامل بی‌نظمی و سردرگمی؛ جمع کلمه chaos.

عبارات و ترکیب‌ها

chaoses emerge

هرج و مرج ظهور می‌کند

chaoses abound

هرج و مرج فراگیر است

chaoses reign

هرج و مرج حکم‌فرماست

chaoses unfold

هرج و مرج آشکار می‌شود

chaoses escalate

هرج و مرج تشدید می‌شود

chaoses collide

هرج و مرج با یکدیگر برخورد می‌کنند

chaoses arise

هرج و مرج پدید می‌آید

chaoses ensue

هرج و مرج رخ می‌دهد

chaoses disrupt

هرج و مرج مختل می‌کند

chaoses linger

هرج و مرج طول می‌کشد

جملات نمونه

life can be full of chaoses.

زندگی می‌تواند پر از هرج و مرج باشد.

she tried to manage the chaoses in her life.

او سعی کرد هرج و مرج‌ها را در زندگی خود مدیریت کند.

his thoughts were in a state of chaoses.

افکار او در حالت هرج و مرج بود.

the project ended up in chaoses due to miscommunication.

به دلیل سوء تفاهم، پروژه در هرج و مرج به پایان رسید.

we need to find a way to resolve these chaoses.

ما باید راهی برای رفع این هرج و مرج‌ها پیدا کنیم.

the chaoses of the city can be overwhelming.

هرج و مرج‌های شهر می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

she thrives in chaoses and uncertainty.

او در هرج و مرج و عدم قطعیت شکوفا می‌شود.

he often creates chaoses wherever he goes.

او اغلب هرج و مرجی ایجاد می‌کند، به هر کجا که می‌رود.

dealing with chaoses requires patience and skill.

مقابله با هرج و مرج به صبر و مهارت نیاز دارد.

the chaoses of the event surprised everyone.

هرج و مرج‌های رویداد همه را غافلگیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید