down

[ایالات متحده]/daʊn/
[بریتانیا]/daʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سمت مکان یا موقعیت پایین‌تر; زیر
adj. در حال حرکت یا گسترش از مکان بالاتر به مکان پایین‌تر
n. پرهای نرم و نازک یا موها; قله‌ای وسیع
prep. به سمت پایین یا در جهت پایین
vt. به زمین انداختن یا شکست دادن
vi. پایین آمدن یا پایین آمدن; کاهش یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

sit down

بنشین

write down

یادداشت کن

fall down

افتادن

look down

به پایین نگاه کن

go down

رفتن پایین

calm down

آرام شوید

down on

بر روی

down with

همراه با

ups and downs

خوش و ناخوش

down through

از طریق

right down

کاملا

down and out

بدبخت

down below

زیر

go down with

بیمار شدن با

down against

در برابر

have someone down

نگه داشتن کسی

do down

انجام دادن پایین

جملات نمونه

fell down on the job.

در کار افتاد.

a cruise down the Nile.

یک سفر دریایی در نیل.

he was down with the flu.

او دچار آنفولانز بود.

up and down the stairs.

بالا و پایین پله ها.

an incision down the middle.

برشی در وسط.

click on the down arrow.

برای باز کردن منوی کشویی، روی فلش رو به پایین کلیک کنید.

a hostel for down-and-outs.

خانه‌ای برای افراد بی‌پناه.

jot down an address.

یک آدرس یادداشت کنید.

just down the road.

فقط پایین خیابان.

laid down their arms.

سلاح های خود را زمین گذاشتند.

laid down the rules.

قوانین را وضع کردند.

let down the sails.

بادبان‌ها را پایین آوردند.

squat down on the ground

روی زمین بنشینید.

toddle down to the club

به سمت کلاب سر بزنید.

نمونه‌های واقعی

It was all down to our unique anatomy.

همه اینها به دلیل آناتومی منحصر به فرد ما بود.

منبع: "BBC Documentary Horizon" series documentary detailed explanation

And drop me down to the drain below.

و من را به زهکشی پایین بفرست.

منبع: Popular singles by Linkin Park

Whoa, whoa! Get your feet down. This is fresh lacquer.

وای وای! پای خودت را پایین بگذار. این لاک تازه است.

منبع: Frozen Selection

And I shoved a menu down my pants.

و من یک منو به داخل شلوارهایم فرو کردم.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2016 Collection

Okay, you live in an apartment. Take it down a notch.

باشه، شما در یک آپارتمان زندگی می کنید. کمی آن را پایین بیاور.

منبع: Desperate Housewives Season 7

So you place your nori with the shiny side down.

بنابراین شما ورقه نوری خود را با قسمت براق به سمت پایین قرار می دهید.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

Hey, Bec. Hey, sponge down, sponge down.

هی، بک. هی، اسفج آن را پایین بیاور، اسفج آن را پایین بیاور.

منبع: Our Day This Season 1

Go all the way down the stairs until you reach the boiler room...

تا زمانی که به اتاق دیگ بخورید، تمام پله ها را پایین بروید...

منبع: Spirited Away Selection

Fine. Take her down for an echo.

باشه. او را برای پژواک پایین بیاور.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

It means basically to put somebody down.

این اساساً به معنای پایین آوردن کسی است.

منبع: BBC Listening Compilation March 2017

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید