swig

[ایالات متحده]/swɪɡ/
[بریتانیا]/swɪɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به سرعت نوشیدن یک نوشیدنی; به شدت نوشیدن
n. یک قورت یا نوشیدنی سنگین
vt. به سرعت نوشیدن یک نوشیدنی; به شدت نوشیدن
Word Forms
قسمت سوم فعلswigged
زمان گذشتهswigged
شکل سوم شخص مفردswigs
جمعswigs
صفت یا فعل حال استمراریswigging

عبارات و ترکیب‌ها

take a swig

نوشیدن یک جرعه

swig of beer

جرعه‌ای از آبجو

جملات نمونه

a swig and gargle of mouthwash.

جرعه‌ای و غرغره‌دهانشویه

he took a swig of tea.

او جرعه‌ای چای نوشید.

He took a deep swig from the bottle.

او جرعه عمیقی از بطری نوشید.

I took a few injudicious swigs of potent cider.

من چند جرعه غیرمتفکرانه از سدر قوی نوشیدم.

He took a swig of whisky from his hip flask.

او جرعه ای ویسکی از فلاسک جیبی اش نوشید.

She had a quick swig of water and then set off again.

او جرعه‌ای سریع آب نوشید و دوباره به راه افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید