trickle

[ایالات متحده]/ˈtrɪkl/
[بریتانیا]/ˈtrɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به آرامی در یک جوی کوچک جریان پیدا کردن یا حرکت کردن; به آرامی حرکت کردن
vt. باعث جریان پیدا کردن یا حرکت کردن به آرامی در یک جوی کوچک شدن; باعث حرکت کردن به آرامی شدن
n. یک جریان کوچک; یک قطره یا یک جوی

عبارات و ترکیب‌ها

trickle down

نفوذ تدریجی

trickle effect

اثر نفوذی

trickle of information

نشت اطلاعات

trickle of blood

قطره خون

trickle of sweat

قطره عرق

trickle of money

نشت پول

trickle of oil

نشت نفت

trickle irrigation

آبیاری تنک

جملات نمونه

There was a trickle of blood from the wound.

جریانی از خون از زخم وجود داشت.

Ginny felt the fight trickle out of her.

گینى احساس کرد که جنگ از وجودش خارج می‌شود.

the details began to trickle out .

جزئیات شروع به بیرون ریختن کردند.

The audience trickled in.

تماشاگران به آرامی وارد شدند.

the trickle of tourists has become a flood tide.

جریان توریست ها به یک سیل تبدیل شده است.

a solitary tear trickled down her cheek.

یک قطره اشک منزوی از گونه‌اش سرازیر شد.

Blood trickled down his face.

خون روی صورتش جاری شد.

The tears trickled down her cheeks.

اشک ها روی گونه هایش جاری شد.

Blood trickled slowly down his cheek.

خون به آرامی روی گونه اش جاری شد.

the trickle of disclosures has grown into a river of revelations.

جریان افشاگری ها به دریایی از افشاگری تبدیل شده است.

Philip trickled a line of sauce on his fish fingers.

فیلیپ سس را روی انگشتان ماهی اش ریخت.

He removed a trickle of sweat from the cornor of his neattemple.

او قطره ای عرق را از گوشه ی گوشه ی سرش پاک کرد.

Sweat trickles down my back as I traipse through a meadow of tall grass, ironweed, asters—and lots of poison ivy.

عرق از پشت من سرازیر می‌شود در حالی که از میان یک مزرعه علف بلند، چوب آهن، آسترها و مقدار زیادی پیچک سمی عبور می‌کنم.

The irrigation technique is improved based on traditional irrigation technique adopting water-saving technique of trickle irrigator and spraying.

تکنیک آبیاری بر اساس تکنیک آبیاری سنتی با استفاده از تکنیک صرفه جویی در آب آبیاری قطره ای و پاشش بهبود یافته است.

نمونه‌های واقعی

He experienced the tiniest trickle of relief.

او کوچکترین نشانه تسکین را تجربه کرد.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

The thing is, it doesn't trickle up.

اما نکته اینجاست که این اتفاق نمی‌افتد.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

The questions is, why hasn't this information trickled down to the public?

سوال این است که چرا این اطلاعات به طور عمومی منتشر نشده است؟

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

So this is what I call the trickle up economy.

بنابراین من این را اقتصاد نفوذی می‌نامم.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Thick, pearly tears were trickling down the glossy feathers.

اشک‌های غلیظ و مروارید مانند از پرهای براق سرازیر بودند.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

In short, the money did not trickle down.

به طور خلاصه، پول به پایین نشت نکرد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

There's no better way to overpower a trickle of doubt than with a flood of naked truth.

هیچ راهی برای غلبه بر یک ذره تردید بهتر از یک سیل حقیقت آشکار وجود ندارد.

منبع: House of Cards

She glanced at Peter and saw that a tear was trickling down his nose.

او به پیتر نگاه کرد و دید که قطره‌ای اشک از بینی‌اش سرازیر شده است.

منبع: Gone with the Wind

Its sympathisers had previously trickled into Turkey's bureaucracy.

همدردان آن قبلاً به بوروکراسی ترکیه نفوذ کرده بودند.

منبع: The Economist (Summary)

His back was horizontally streaked with crimson, and from weal to weal ran thin trickles of blood.

پشتش به صورت افقی با رنگ قرمز لکه‌دار شده بود و از هر جای زخم به جای زخم، رگه‌های نازکی از خون سرازیر بود.

منبع: Brave New World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید