clap hands
تشویق با دست
clap for someone
تشویق برای کسی
clap eyes on
دیدن با دقت
clap in the persuaders
تشویق در متقاعدکنندگان
a clap of thunder.
صدای رعد.
clap or I'll crease you.
تشویق کن یا تو را له میکنم.
A swift clap of thunder woke me.
صدای رعد سریع مرا از خواب بیدار کرد.
The clap of thunder startled us.
صدای رعد ما را ترساند.
a clap of thunder echoed through the valley.
صدای رعد در دره طنین انداز شد.
She gives him a clap on the back.
او به او پشت دست میزند.
She's a good singer. Let's clap her on.
او خواننده خوبی است. بیایید به او دست بزنیم.
The captain ordered his men to clap on more sail.
کاپیتان به مردانش دستور داد که بادبان بیشتری نصب کنند.
Review the words: shoes, pants, shirt, gloves, hat, pumpkin head, clomp, wiggle, shake, clap, nod, boo.
بررسی این کلمات: کفش، شلوار، پیراهن، دستکش، کلاه، سر کدو، کلومپ، ویگل، لرزش، تشویق، سر تکان دادن، بو.
shoes, pants, shirt, gloves, hat, pumpkin head, clomp, wiggle, shake, clap, nod, boo.
کفش، شلوار، پیراهن، دستکش، کلاه، سر کدو، کلومپ، ویگل، لرزش، تشویق، سر تکان دادن، بو.
After you put up the magnetotherapy massage eyeshade, please choose one of the modes which are circulation program, lightly crumple program and clap program to massage 3 to 5 minutes.
پس از نصب محافظ ماساژ مغناطیسی، لطفاً یکی از حالت ها را انتخاب کنید که شامل برنامه گردش خون، برنامه کمی چروکیده و برنامه تشویق برای ماساژ به مدت 3 تا 5 دقیقه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید