make a clatter
ایجاد سر و صدا
clatter of dishes
سر و صدای ظروف
clatter of hooves
سر و صدای سم اسب
clatter of footsteps
سر و صدای قدمها
loud clatter
سر و صدای بلند
metallic clatter
سر و صدای فلزی
the clatter of the subway train.
همهمه قطار مترو
clattering along on roller skates.
در حال حرکت با اسکیتسواری
the clatter of dishes in the kitchen.
همهمه بشقابها در آشپزخانه
the horse spun round with a clatter of hooves.
اسب با صدای سم به دور خود چرخید.
the knife clattered to the floor.
چاقو با صدای بلند روی زمین افتاد.
She clattered on and on about her children.
او مدام درباره فرزندانش صحبت کرد.
There was a clatter of dishes and plates in the kitchen.
همهمه بشقاب و ظروف در آشپزخانه وجود داشت.
Don't clatter your knives and forks.
چاقو و چنگال خود را با صدای بلند نیندازید.
I could hear the staccato clatter of Mexican from the next table.
من میتوانستم صدای ریتمیک مکزیکی را از میز بعدی بشنوم.
the spoon dropped with a clatter from her hand.
قاشق با صدای بلند از دست او افتاد.
there was a clatter of hoofs as a rider came up to them.
همهمه سمها به عنوان سوارکاری به سمت آنها آمد.
the clattering percussion of objects striking the walls and the shutters.
صدای کوبشی اجسام برخورد به دیوارها و دریچهها.
Don't clatter your knives andforks while eating.
هنگام غذا خوردن چاقو و چنگال خود را با صدای بلند نیندازید.
During the night a metal dish was heard to clatter down the stone stairs.
در طول شب شنیده شد که یک ظرف فلزی از پله های سنگی پایین می افتد.
The sounds of cooking and the clatter of dishes came from the kitchen.
صدای پخت و پز و همهمه بشقاب ها از آشپزخانه می آمد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید