clap your hands
دست قشربهدن
people kept on clapping and shouting ‘bravo!’.
مردم به تشویق و فریاد زدن "براوو!" ادامه دادند.
The clapping was sustained for several minutes.
تشویقها برای چند دقیقه ادامه داشت.
The students enjoyed the speaker so much that the clapping continued for a long time.
دانشجویان از سخنران بسیار خوشحال بودند که تشویقها برای مدت طولانی ادامه داشت.
The audience was clapping enthusiastically at the end of the performance.
مخاطبان با شور و اشتیاق در پایان اجرا تشویق میکردند.
She was clapping along to the music.
او با موسیقی تشویق میکرد.
The children were clapping their hands in delight.
کودکان از خوشحالی دستهایشان را تشویق میکردند.
He received a standing ovation with loud clapping from the audience.
او تشویق ایستادهای با تشویقهای فراوان از سوی مخاطبان دریافت کرد.
The teacher encouraged the students by clapping for their efforts.
معلم با تشویق به تلاشهایشان، دانشآموزان را تشویق کرد.
The sound of clapping echoed through the auditorium.
صدای تشویق در سراسر آمفی تئاتر طنین انداز شد.
She couldn't help but start clapping when she saw the amazing magic trick.
وقتی شعبدهبازی شگفتانگیز را دید، نتوانست جلوی تشویق کردن خود را بگیرد.
The clapping of the fans filled the stadium after the team scored a goal.
تشویقهای طرفداران پس از گلزنی تیم، استادیوم را پر کرد.
The audience erupted into clapping and cheering as the band took the stage.
با ورود گروه به صحنه، مخاطبان به تشویق و شادی فریاد زدند.
The children were clapping rhythmically to the beat of the drum.
کودکان به صورت ریتمیک با ضربات درام تشویق میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید