clank

[ایالات متحده]/klæŋk/
[بریتانیا]/klæŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صدای جیرجیر کردن ایجاد کردن؛ صدای زنگ زدن ایجاد کردن
vt. باعث ایجاد صدای جیرجیر کردن شدن
n. صدای جیرجیر کردن؛ صدای زنگ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

loud clank

صدای بلند برخورد

metallic clank

صدای برخورد فلزی

جملات نمونه

The heavy metal door clanked shut behind him.

در فلزی سنگین پشت سر او با صدای کلیک بسته شد.

The old engine clanked loudly as it struggled to start.

موتور قدیمی با صدای بلند کلیک می کرد زیرا برای شروع تلاش می کرد.

She could hear the clank of pots and pans coming from the kitchen.

او می توانست صدای کلیک قابلمه ها و تابه ها را از آشپزخانه بشنود.

The knight's armor clanked as he walked down the hallway.

زره شوالیه با حرکت او در راهرو کلیک می کرد.

The prisoner's chains clanked as he was led away.

زنجیرهای زندانی با حرکت او کلیک می کردند.

The mechanic used a wrench to tighten the clanking pipes.

مکانیک از یک آچار برای محکم کردن لوله های کلیک استفاده کرد.

The old radiator clanked and hissed as it struggled to heat the room.

رادیاتور قدیمی کلیک و هیس می کرد زیرا برای گرم کردن اتاق تلاش می کرد.

The chains clanked against the stone floor as the prisoner tried to escape.

زنجیرها در حالی که زندانی سعی می کرد فرار کند، با صدای کلیک روی کف سنگ برخورد کردند.

The loose parts of the machine clanked together noisily.

قطعات شل ماشین به طور مکرر با صدای بلند با هم کلیک کردند.

The metal gate clanked shut, sealing off the entrance.

در فلزی با صدای کلیک بسته شد و ورودی را مسدود کرد.

نمونه‌های واقعی

A clank as the ear doctor opened his sterilizer.

صدای برخورد فلز هنگام باز کردن وسایل استریل توسط پزشک گوش.

منبع: Stephen King on Writing

And, still clanking, he hurried toward one of the many doors leading off the hall.

و با وجود صدای برخورد فلز، به سرعت به سمت یکی از درهای متعددی که از راهرو جدا شده بود، رفت.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

Would they not feel their children tread With clanking chains above their head?

آیا احساس نخواهند کرد که فرزندانشان با زنجیرهای کلنگ‌دار بر سرشان قدم می‌زنند؟

منبع: American Original Language Arts Volume 5

The clank of their utensils came to Edmond's ears along with an idea.

صدای برخورد وسایل آن‌ها به گوش Edmond رسید همراه با یک ایده.

منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition

It was the clank of the levers and the swish of the leaking cylinder.

صدای کلنگ اهرم‌ها و صدای شرشر سیلندر نشت‌دهنده بود.

منبع: The Engineer's Thumb Case of Sherlock Holmes

" Oh, groaning and clanking up on the Astronomy Tower, it's a, favorite pastime of his—"

« آه، با ناله و کلنگ‌زدن به سمت برج نجوم، این یک سرگرمی مورد علاقه اوست—

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

He was trying to listen: He thought he could hear something clanking and moving around nearby.

سعی می‌کرد گوش دهد: فکر می‌کرد می‌تواند صدای کلنگ‌زدن و حرکت چیزی را در نزدیکی بشنود.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

Now, when two metal objects hit each other, we say that noise is a " clank" (clank).

اکنون، هنگامی که دو جسم فلزی به هم برخورد می‌کنند، می‌گوییم آن صدا یک « کلنگ» (کلنگ) است.

منبع: 2009 English Cafe

" They don't fucking march very fast either, " observed Beans. " You can hear them clanking ten leagues off" .

« آن‌ها هم خیلی سریع نمی‌روند،» Beans متوجه شد. « می‌توانید صدای کلنگ‌زدن آن‌ها را از ده لیگ آنجا بشنوید.

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

Brody took off, clanking along the track in his heavy armor.

برودی شروع کرد و با زره سنگینش در طول مسیر کلنگ‌زدن کرد.

منبع: Level 7 05.Olympic Champion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید