commencing

[ایالات متحده]/kəˈmɛn.sɪŋ/
[بریتانیا]/kəˈmɛn.sɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شروع یا آغاز چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

commencing soon

شروع به زودی

commencing now

شروع اکنون

commencing shortly

به زودی شروع خواهد شد

commencing today

امروز شروع می‌شود

commencing immediately

بلافاصله شروع می‌شود

commencing next

سپس شروع می‌شود

commencing later

بعداً شروع می‌شود

commencing process

شروع فرآیند

commencing operation

شروع عملیات

commencing phase

شروع فاز

جملات نمونه

the conference is commencing next week.

کنفرانس هفته آینده آغاز می‌شود.

we are commencing the project on monday.

ما پروژه را در روز دوشنبه آغاز خواهیم کرد.

commencing the training program is essential for success.

آغاز برنامه آموزشی برای موفقیت ضروری است.

they are commencing a new marketing strategy.

آنها یک استراتژی بازاریابی جدید را آغاز می‌کنند.

the construction is commencing as scheduled.

ساخت و ساز طبق برنامه آغاز می‌شود.

commencing the meeting early will help us stay on track.

آغاز جلسه زودتر به ما کمک می‌کند تا در مسیر خود باقی بمانیم.

we are commencing the final phase of the project.

ما مرحله نهایی پروژه را آغاز خواهیم کرد.

commencing the class on time is important for learning.

آغاز کلاس به موقع برای یادگیری مهم است.

they announced that they are commencing a new initiative.

آنها اعلام کردند که یک طرح جدید را آغاز خواهند کرد.

the event is commencing with a keynote speech.

این رویداد با یک سخنرانی کلیدی آغاز می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید