clutched

[ایالات متحده]/klʌtʃt/
[بریتانیا]/klʌtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت گرفتن یا نگه داشتن؛ به طور ناگهانی به دلیل ترس یا درد چنگ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

clutched tight

سفت چسبیده

clutched hands

دست‌های چسبیده

clutched heart

قلب چسبیده

clutched bag

کیف چسبیده

clutched doll

عروسک چسبیده

clutched phone

گوشی چسبیده

clutched ticket

بلیط چسبیده

clutched rope

طناب چسبیده

clutched keys

کلیدهای چسبیده

clutched note

یادداشت چسبیده

جملات نمونه

she clutched her bag tightly as she walked through the crowded market.

او در حالی که از بازار شلوغ عبور می‌کرد، کیف خود را محکم در دست گرفت.

he clutched the steering wheel during the storm.

او در طول طوفان، فرمان را محکم در دست گرفت.

the child clutched his mother's hand in fear.

بچه از ترس دست مادرش را محکم در دست گرفت.

she clutched the trophy with pride after winning the competition.

او پس از برنده شدن در مسابقه، جام را با افتخار محکم در دست گرفت.

he clutched the letter tightly, unsure of what to do next.

او نامه را محکم در دست گرفت، نمی‌دانست چه کار باید بکند.

as the roller coaster descended, she clutched her friend's arm.

همانطور که قطار کوکی به سمت پایین می‌آمد، او دست دوستش را محکم در دست گرفت.

he clutched his phone, waiting for the important call.

او تلفن همراه خود را در دست گرفت و منتظر تماس مهم بود.

during the scary movie, she clutched the blanket around her.

در طول فیلم ترسناک، او پتو را دور خود محکم در دست گرفت.

she clutched the edge of the table, trying to steady herself.

او لبه میز را محکم در دست گرفت و سعی کرد تعادل خود را حفظ کند.

he clutched the remote control, eager to change the channel.

او کنترل از راه دور را محکم در دست گرفت و مشتاق به تغییر کانال بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید