commiserations

[ایالات متحده]/kəˌmɪz.əˈreɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/kəˌmɪz.əˈreɪ.ʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همدردی و تاسف برای بدبختی‌های دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

deepest commiserations

تسلیت عمیق

heartfelt commiserations

تسلیت‌های صمیمانه

sincere commiserations

تسلیت‌های صادقانه

my commiserations

تسلیت‌های من

express commiserations

ابراز تسلیت

offer commiserations

ارائه تسلیت

convey commiserations

ابلاغ تسلیت

accept commiserations

پذیرش تسلیت

send commiserations

ارسال تسلیت

receive commiserations

دریافت تسلیت

جملات نمونه

she expressed her commiserations for his loss.

او ابراز همدردی خود را برای از دست دادن او نشان داد.

we should send our commiserations to the family.

ما باید ابراز همدردی خود را با خانواده ارسال کنیم.

his commiserations were heartfelt and sincere.

ابراز همدردی او صمیمانه و صادقانه بود.

they offered their commiserations after the tragedy.

آنها پس از فاجعه ابراز همدردی خود را ارائه کردند.

she received many commiserations after her surgery.

او پس از جراحی خود ابراز همدردی های زیادی دریافت کرد.

he wrote a letter of commiserations to the bereaved.

او نامه ای از ابراز همدردی به داغدارنش نوشت.

his commiserations helped ease her grief.

ابراز همدردی او به کاهش غم و اندوه او کمک کرد.

they gathered to share their commiserations and support.

آنها گرد هم آمدند تا ابراز همدردی و حمایت خود را به اشتراک بگذارند.

sending commiserations can be a comforting gesture.

ارسال ابراز همدردی می تواند یک حرکت دلپذیر باشد.

the community extended their commiserations to the victims.

جامعه ابراز همدردی خود را با قربانیان نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید