comported

[ایالات متحده]/kəmˈpɔːtɪd/
[بریتانیا]/kəmˈpɔrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شیوه خاصی رفتار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

comported himself

رفتار کرد

comported with dignity

با وقار رفتار کرد

comported well

خوب رفتار کرد

comported accordingly

متناسباً رفتار کرد

comported in public

در حضور عموم رفتار کرد

comported with grace

با ظرافت رفتار کرد

comported with respect

با احترام رفتار کرد

comported as expected

همانطور که انتظار می رفت رفتار کرد

comported with confidence

با اعتماد به نفس رفتار کرد

comported in silence

در سکوت رفتار کرد

جملات نمونه

he comported himself with dignity during the ceremony.

او با وقار در طول مراسم رفتار کرد.

the students comported themselves well during the exam.

دانشجویان در طول امتحان به خوبی رفتار کردند.

she always comported herself as a professional in meetings.

او همیشه خود را به عنوان یک متخصص در جلسات نشان می داد.

how you comport yourself reflects your upbringing.

نحوه رفتار شما نشان دهنده تربیت شماست.

he comported himself bravely in the face of adversity.

او با شجاعت در برابر سختی ها رفتار کرد.

they comported themselves as good citizens during the event.

آنها در طول رویداد مانند شهروندان خوبی رفتار کردند.

she was taught to comport herself with grace and poise.

به او آموزش داده شد که با وقار و اعتماد به نفس رفتار کند.

during the interview, he comported himself confidently.

در طول مصاحبه، او با اعتماد به نفس رفتار کرد.

it is important to know how to comport oneself in public.

مهم است بدانید چگونه در حضور عموم رفتار کنید.

they comported themselves as if they owned the place.

آنها طوری رفتار کردند انگار متعلق به آنها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید