operated smoothly
به خوبی کار کرد
operated hours
ساعت کارکرد
previously operated
قبلاً کار کرد
operated effectively
به طور موثر کار کرد
being operated
در حال کار کردن
operated system
سیستم کارکرد
operated vehicle
وسیله نقلیه کار کرد
operated safely
به طور ایمن کار کرد
operated consistently
به طور مداوم کار کرد
operated under
تحت کار کرد
the factory operated around the clock to meet the deadline.
کارخانه برای رسیدن به مهلت مقرر، به صورت شبانهروزی کار میکرد.
he operated the machinery with great skill and precision.
او ماشینآلات را با مهارت و دقت فراوان اداره میکرد.
the hospital operated a successful vaccination program.
بیمارستان یک برنامه واکسیناسیون موفق را اداره میکرد.
the software operated flawlessly on my new computer.
نرمافزار به طور بینقص روی کامپیوتر جدید من کار میکرد.
the crane operated smoothly, lifting the heavy load.
جرثقیل به طور روان و با بلند کردن بار سنگین، کار میکرد.
the restaurant operated under strict hygiene guidelines.
رستوران تحت دستورالعملهای بهداشتی سختگیرانه فعالیت میکرد.
the website operated with a user-friendly interface.
وبسایت با یک رابط کاربری کاربرپسند فعالیت میکرد.
the charity operated a soup kitchen for the homeless.
خیرخواهانه یک آشپزخانه برای بیخانمانها اداره میکرد.
the drone operated autonomously, collecting aerial data.
پهپاد به طور خودکار، دادههای هوایی را جمعآوری میکرد.
the business operated on a small scale initially.
در ابتدا، کسب و کار در مقیاس کوچکی فعالیت میکرد.
the train operated on a strict timetable.
قطار طبق یک برنامه زمانی دقیق فعالیت میکرد.
operated smoothly
به خوبی کار کرد
operated hours
ساعت کارکرد
previously operated
قبلاً کار کرد
operated effectively
به طور موثر کار کرد
being operated
در حال کار کردن
operated system
سیستم کارکرد
operated vehicle
وسیله نقلیه کار کرد
operated safely
به طور ایمن کار کرد
operated consistently
به طور مداوم کار کرد
operated under
تحت کار کرد
the factory operated around the clock to meet the deadline.
کارخانه برای رسیدن به مهلت مقرر، به صورت شبانهروزی کار میکرد.
he operated the machinery with great skill and precision.
او ماشینآلات را با مهارت و دقت فراوان اداره میکرد.
the hospital operated a successful vaccination program.
بیمارستان یک برنامه واکسیناسیون موفق را اداره میکرد.
the software operated flawlessly on my new computer.
نرمافزار به طور بینقص روی کامپیوتر جدید من کار میکرد.
the crane operated smoothly, lifting the heavy load.
جرثقیل به طور روان و با بلند کردن بار سنگین، کار میکرد.
the restaurant operated under strict hygiene guidelines.
رستوران تحت دستورالعملهای بهداشتی سختگیرانه فعالیت میکرد.
the website operated with a user-friendly interface.
وبسایت با یک رابط کاربری کاربرپسند فعالیت میکرد.
the charity operated a soup kitchen for the homeless.
خیرخواهانه یک آشپزخانه برای بیخانمانها اداره میکرد.
the drone operated autonomously, collecting aerial data.
پهپاد به طور خودکار، دادههای هوایی را جمعآوری میکرد.
the business operated on a small scale initially.
در ابتدا، کسب و کار در مقیاس کوچکی فعالیت میکرد.
the train operated on a strict timetable.
قطار طبق یک برنامه زمانی دقیق فعالیت میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید