invent

[ایالات متحده]/ɪnˈvent/
[بریتانیا]/ɪnˈvent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اختراع کردن; خلق کردن; ساختن

جملات نمونه

invent a likely excuse.

اختراع یک بهانه احتمالی.

to invent the new laser scalpel

برای اختراع اسکالپل لیزری جدید

we invented it ourselves.

ما خودمان آن را اختراع کردیم.

Edison invented the light bulb.

اِدی‌سون لامپ را اختراع کرد.

Edison invented the electric light.

اِدی‌سون نور الکتریکی را اختراع کرد.

She invented false news.

او اخبار جعلی اختراع کرد.

Hunchy invented life, eh?

هانچی زندگی را اختراع کرد، نه؟

Who invented the steam engine?

چه کسی موتور بخار را اختراع کرد؟

He invented a new method to make bread.

او یک روش جدید برای پخت نان اختراع کرد.

He was the man who invented the combine harvester.

او مردی بود که کمباین را اختراع کرد.

he invented an improved form of the steam engine.

او یک شکل بهبود یافته از موتور بخار اختراع کرد.

I did not have to invent any tales about my past.

من نیازی نداشتیم داستان هایی در مورد گذشته ام اختراع کنم.

inventing what they think their new-found paymasters want to hear.

اختراع آنچه فکر می کنند کارفرمایان جدیدشان می خواهند بشنوند.

Successfully invented the continuity divider and rounder and large scale proofer.

به طور موفقیت آمیز تقسیم کننده و گرد کننده پیوستگی و دستگاه تست مقیاس بزرگ را اختراع کرد.

Not many people know that the Tennessee flambe was actually invented by...

کم افراد می دانند که شعله تندی تنسی در واقع توسط ... اختراع شده است.

John Logie Baird invented the first television set .

جان لوگي بيرد اولین تلویزیون را اختراع کرد.

نمونه‌های واقعی

I mean, that's why uniforms were invented.

منظورم اینه که به همین دلیل لباس‌های فرم اختراع شدند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Modern biographers do not invent such stories.

زندگینامه نویسان مدرن چنین داستان هایی را اختراع نمی کنند.

منبع: 100 Beautiful Articles for Morning Reading in English Level Four

What year was the Doomsday Clock invented?

چه سالی ساعت آخرالزمان اختراع شد؟

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Stop it! Stop inventing these wild tales!

بس کن! بس کن از ساختن این داستان های وحشی!

منبع: Charlotte's Web

Well, you invented quite a lot around here.

خب، شما در اینجا چیزهای زیادی اختراع کردید.

منبع: Listening Digest

" Advertising was practically invented to sell cereal, " says Heather Arndt Anderson.

"تبلیغات اساساً برای فروش غلات اختراع شد،" هدر آرندت اندرسون می گوید.

منبع: VOA Special English - Life

This technology that you have invented has been amazing.

این فناوری که شما اختراع کرده اید شگفت انگیز بوده است.

منبع: TED 2019 Annual Conference (Bilingual)

LSD goes to Switzerland, because you invented that.

ام‌ال‌اس‌دی به سوئیس می‌رود، چون شما آن را اختراع کردید.

منبع: Learn English through advertisements.

It is said that Edison invented the light.

گفته می شود که ادیسون لامپ را اختراع کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

So that's how fast food was invented.

بنابراین اینگونه بود که غذای سريعي اختراع شد.

منبع: One Hundred Thousand Whys

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید