concern

[ایالات متحده]/kənˈsɜːn/
[بریتانیا]/kənˈsɜːrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شامل شدن، مربوط بودن؛ نگران کردن
n. مراقبت؛ رابطه؛ موضوع نگرانی

عبارات و ترکیب‌ها

express concern

ابراز نگرانی

show concern

نشان دادن نگرانی

voice concern

بیان نگرانی

raise concerns

افزایش نگرانی‌ها

address concerns

رسیدگی به نگرانی‌ها

share concerns

اشتراک گذاری نگرانی‌ها

ignore concerns

نادیده گرفتن نگرانی‌ها

public concern

نگرانی عمومی

concern oneself

نگران بودن

of concern

مورد نگرانی

concern about

نگرانی در مورد

concern oneself in

نگران بودن در

concern with

نگرانی با

concern over

نگرانی در مورد

primary concern

نگرانی اصلی

ultimate concern

نگرانی نهایی

with concern

با نگرانی

as concerns

در مورد

going concern

شرکت فعال

grave concern

نگرانی شدید

business concern

نگرانی تجاری

cause concern

ایجاد نگرانی

of no concern

مورد عدم نگرانی

جملات نمونه

It's no concern of mine.

این به من مربوط نیست.

the concerns of the multitude.

نگرانی‌های بسیاری از مردم.

That doesn't concern me.

این به من مربوط نمی‌شود.

concerns such as abortion and euthanasia.

نگرانی‌هایی مانند سقط جنین و اتقان.

This concerns them deeply.

این عمیقاً به آنها مربوط می‌شود.

have concern about the matter

نگران موضوع باشید.

to concern oneself with public work

به کارهای عمومی رسیدگی کردن.

a nurse's concern for a sick man

نگرانی یک پرستار برای یک مرد بیمار.

It doesn't concern me at all.

اصلاً به من مربوط نمی‌شود.

his broody concern for the future.

نگرانی آینده‌نگرانه و نگران او برای آینده.

there is a complication concerning ownership of the site.

مشکلی در مورد مالکیت سایت وجود دارد.

the story concerns a friend of mine.

داستان درباره یک دوست من است.

housing is the concern of the Housing Executive.

مسکن وظیفه اجرایی مسکن است.

concerns that are a growth of the new responsibilities.

نگرانی‌هایی که رشد مسئولیت‌های جدید هستند.

the extremity of the violence concerns us.

شدت خشونت ما را نگران می‌کند.

his concern is to heal sick people.

نگرانی او درمان بیماران است.

the immediate concern was how to avoid taxes.

نگرانی فوری این بود که چگونه از پرداخت مالیات فرار کنیم.

my main concern was to support my family.

نگرانی اصلی من حمایت از خانواده‌ام بود.

نمونه‌های واقعی

There is a sincere concern for quality.

نگرانی صادقانه‌ای در مورد کیفیت وجود دارد.

منبع: New Horizons College English Reading and Writing Course (Second Edition)

Nothing's personal when it concerns my troops.

وقتی صحبت از سربازان من می‌شود، هیچ چیز شخصی نیست.

منبع: Sherlock Holmes Detailed Explanation

All right, we will discuss your concerns.

باشد، ما نگرانی‌های شما را مورد بحث قرار خواهیم داد.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2015 Collection

There is some concern with smoke inhalation.

نگرانی‌هایی در مورد استنشاق دود وجود دارد.

منبع: Out of Control Season 3

But safety, you're right, is a perennial concern.

اما ایمنی، درست می گویید، یک نگرانی همیشگی است.

منبع: NPR News November 2016 Collection

But beyond this, there are also health concerns.

اما فراتر از این، نگرانی‌های بهداشتی نیز وجود دارد.

منبع: Popular Science Essays

The U.S. called the Iranian maneuvers concerning, unsafe, and unprofessional.

ایالات متحده مانورهای ایران را نگران‌کننده، ناامن و غیراصولی خواند.

منبع: CNN Selects January 2017 Collection

I felt a certain shyness at referring to matters which were no concern of mine.

من احساس خجالت خاصی در اشاره به مسائلی که به من مربوط نبود داشتم.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Both drugs come with serious safety concerns.

هر دو دارو با نگرانی‌های جدی ایمنی همراه هستند.

منبع: VOA Special English Health

Water is also Mateush Mitz biggest concern.

آب همچنین بزرگترین نگرانی Mateush Mitz است.

منبع: Environment and Science

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید