fret over
نگرانی کردن
fret about
نگرانی کردن درباره
fretting and worrying
اضطراب و نگرانی
fretful behavior
رفتار مضطرب
don't fret, there's a love.
نگران نباشید، عشق وجود دارد.
the bay's black waves fret the seafront.
امواج سیاه خلیج نگران خط ساحلی هستند.
Don't fret; everything will be all right.
نگران نباشید؛ همه چیز درست خواهد شد.
I see him chafe and fret at every pore.
من میبینم که او در هر منفذی به چالش میکشد و نگران میشود.
The fingerboard has abalone microdot fret markers and 20 medium-jumbo frets.
برد انگشتی دارای نشانگرهای فرت دات ریز آبنوس و 20 فرت متوسط بزرگ است.
“They don't want a man to fret and stew about his work” (William H. Whyte, Jr.).
"آنها نمیخواهند مردی در مورد کارش نگران و مضطرب باشد" (ویلیام اچ. وایت جونیور).
Businesses fret that this will lead to thousands of local referenda each year and make it dauntingly tough for anyone to build a new office, factory or theme park.
شرکتها نگران هستند که این امر منجر به هزاران همهپرسی محلی در هر سال شود و ساخت دفتر، کارخانه یا پارک موضوعی جدید را برای هر کسی بسیار دشوار کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید