considerate

[ایالات متحده]/kənˈsɪdərət/
[بریتانیا]/kənˈsɪdərət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متفکر، نشان دهنده توجه.

عبارات و ترکیب‌ها

considerate behavior

رفتار محترمانه

be considerate of

محترمانه بودن نسبت به

considerate towards

محترمانه رفتار کردن با

جملات نمونه

a considerate, forthcoming person.

یک فرد مهربان، با دقت و آینده‌نگر.

be considerate over your handwriting.

لطفاً در مورد خط دست خود دقت کنید.

He is always considerate to old people.

او همیشه نسبت به افراد مسن مهربان است.

they have been extremely considerate, polite, and cooperative.

آنها بسیار مهربان، مؤدب و همکاری داشته اند.

you are a cutey,beautifl and considerate girl.

تو یک دختر ناز، زیبا و مهربان هستی.

Apartment dwellers who have considerate neighbors are fortunate.

ساکنان آپارتمانی که همسایگان مهربانی دارند، خوش شانس هستند.

It was very considerate of you to send me a postcard.

بسیار لطف از شما بود که کارت پستالی برای من فرستادید.

motorists should be aware of cyclists and considerate towards them .

رانندگان باید از دوچرخه سواران آگاه باشند و با آنها با احترام رفتار کنند.

We think that he is the most considerate person we have ever met.

ما فکر می کنیم که او بیشترین فردی است که تا به حال ملاقات کرده ایم.

The very considerate, he that old daddy attend to sum of my concern elaboration have gots the uxor sort;

بسیار مهربان، او که پدر پیر به برخی از توضیحات نگرانی من رسید، نوع همسر را دارد.

Joe was a considerate guy,and apologized as Sacker left,sniffing and weeping,either in pain or in frustration.

جو یک مرد مهربان بود و وقتی ساکِر رفت، عذرخواهی کرد، در حالی که بینی می‌کشید و گریه می‌کرد، یا به دلیل درد یا ناامیدی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید