consoled the child
آرام کردن کودک
consoled her friend
دوستش را آرام کرد
consoled by family
توسط خانواده آرام شد
consoled after loss
پس از دست دادن آرام شد
consoled during grief
در طول غم و اندوه آرام شد
consoled with words
با کلمات آرام شد
consoled by friends
توسط دوستان آرام شد
consoled through tears
در میان اشکها آرام شد
consoled in silence
در سکوت آرام شد
consoled at home
در خانه آرام شد
she consoled her friend after the breakup.
او دوستش را پس از جدایی آرام کرد.
the teacher consoled the student who failed the exam.
معلم دانش آموزی را که در امتحان قبول نشده بود، آرام کرد.
he consoled his dog during the thunderstorm.
او سگش را در طول طوفان آرام کرد.
they consoled each other during tough times.
آنها در دوران سخت یکدیگر را آرام کردند.
the counselor consoled the grieving family.
مشاور خانواده داغدار را آرام کرد.
she consoled herself with a warm cup of tea.
او با یک فنجان چای گرم خود را آرام کرد.
after the loss, he was consoled by his colleagues.
پس از دست دادن، او توسط همکارانش آرام شد.
the mother consoled her crying child.
مادر کودک گریهکنانش را آرام کرد.
friends consoled him with kind words.
دوستان او را با کلمات مهربانانه آرام کردند.
she consoled him when he felt lonely.
وقتی احساس تنهایی میکرد، او را آرام کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید