corrupt

[ایالات متحده]/kəˈrʌpt/
[بریتانیا]/kəˈrʌpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل رفتارهای نادرست یا غیرقانونی، به‌ویژه توسط افرادی در موقعیت‌های قدرت
vt. تبدیل چیزی به نادرست یا غیراخلاقی
vi. نادرست یا غیراخلاقی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

corrupt practice

رفتار غيراخلاقی

جملات نمونه

corrupt a policeman with money

فساد دادن یک افسر پلیس با پول

a corrupt form of a word

یک شکل فاسد از یک کلمه

a corrupt and rotting corpse.

یک جسد فاسد و در حال پوسیدگی.

The corrupt official stood in the dock.

مقامات فاسد در کنار اسکله ایستاده بودند.

One corrupt apple corrupts many sound ones.

یک سیب فاسد بسیاری از سیب های سالم را فاسد می کند.

this book would deprave and corrupt young children.

این کتاب باعث انحطاط و فساد کودکان خردسال می شود.

You are corrupted at heart.

شما در دلتان فاسد هستید.

The official led a corrupt life.

این مقام زندگی فاسدی داشت.

The body corrupted quite quickly.

بدن به سرعت فاسد شد.

The unrighteous penny corrupts the righteous pound.

یک پنس غیر عادلانه پوند عادلانه را فاسد می کند.

he has corrupted the boy.

او پسر را فاسد کرده است.

a corrupt heart elicits in an hour all that is bad in us.

یک قلب فاسد در عرض یک ساعت تمام بدی های ما را آشکار می کند.

The text was corrupted by careless copyists.

متن توسط کپی‌بردارانی که بی‌احتیاط بودند، خراب شد.

The manuscript is so corrupt that parts of it make no sense at all.

دست‌نویس آنقدر فاسد است که قسمت‌هایی از آن اصلاً منطقی نیست.

unusable files on corrupted disks.

فایل های غیرقابل استفاده در دیسک های خراب.

He was adamant in his determination to punish the corrupt officials.

او در مصمم بودنش برای مجازات مقامات فاسد مصمم بود.

نمونه‌های واقعی

Sometimes, people believe that videogames are corrupting the minds of America`s youth.

گاهی اوقات، مردم معتقدند که بازی‌های ویدیویی ذهن جوانان آمریکا را فاسد می‌کنند.

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

Are you afraid I shall corrupt you?

آیا می‌ترسی که من تو را فاسد کنم؟

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

While the honesty has been corrupted by money, should we still trust them?

در حالی که صداقت توسط پول فاسد شده است، آیا هنوز هم باید به آنها اعتماد کنیم؟

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

It meant government became more transparent and less corrupt.

منظور این بود که دولت شفاف‌تر و کمتر فاسد شده است.

منبع: World Holidays

702. The abrupt corrupt man had the Xeroxed code corroded in the erosion episode.

702. مرد فاسد ناگهانی کد کپی شده را در طول دوره فرسایش خورده بود.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Enforcing a contract through Angola's inefficient and sometimes corrupt courts can take years.

اجرای قرارداد از طریق دادگاه‌های غیر کارآمد و گاهی اوقات فاسد آنگولا ممکن است سال‌ها طول بکشد.

منبع: The Economist (Summary)

" And yet you still corrupted him" .

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

The same day, he alleged swing states Biden won were politically corrupt.

در همان روز، او ادعا کرد که ایالت‌های نوسانی که بایدن برنده شده بود از نظر سیاسی فاسد بودند.

منبع: Newsweek

He wanted the justice department to help legitimize his lies to basically call the election corrupt.

او می‌خواست که وزارت دادگستری به او کمک کند تا دروغ‌هایش را مشروع جلوه دهد و اساساً انتخابات را فاسد بنامد.

منبع: VOA Standard English_Americas

The Jew corrupted us through bad books.

یهودیان ما را از طریق کتاب‌های بد فاسد کردند.

منبع: "The Boy in the Striped Pajamas" Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید