crazy

[ایالات متحده]/'kreɪzɪ/
[بریتانیا]/'krezi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیوانه; بسیار مشتاق یا پرشور.

عبارات و ترکیب‌ها

crazy about

دیوانه

a little crazy

کمی دیوانه

go crazy

دیوانه شو

be crazy for

دیوانه ... بودن

جملات نمونه

It is a crazy idea.

ایده‌ی دیوانه‌واری است.

was crazy about boys.

دیوانه پسرهای بود.

I'm crazy about Cindy.

من دیوانه سندی هستم.

the monument leant at a crazy angle.

مجسمه با زاویه‌ای عجیب و غریب کج شده بود.

She's crazy about dancing.

او دیوانه رقص است.

He is crazy about that girl.

او دیوانه آن دختر است.

It was crazy of you to let him go.

دیوانگی شما بود که به او اجازه رفتن دادید.

She's crazy to lend him the money.

دیوانگی او بود که به او پول قرض دهد.

is crazy about cars and racing.

او دیوانه ماشین‌ها و مسابقه‌ها است.

a crazy scheme for making quick money.

یک طرح دیوانه‌وار برای کسب درآمد سریع.

The map was a crazy quilt of districts and precincts.

نقشه مانند یک طرح دیوانه‌وار از مناطق و حوزه‌ها بود.

It sounds crazy, but I believe it anyhow.

به نظر دیوانه‌وار می‌رسد، اما من به هر حال به آن باور دارم.

Stella went crazy and assaulted a visitor.

استلا دیوانه شد و به یک بازدید کننده حمله کرد.

the noise they made was driving me crazy .

صدایی که آن‌ها ایجاد می‌کردند، من را دیوانه می‌کرد.

it was crazy to hope that good might come out of this mess.

امیدوار بودن که از این آشفتگی چیزی خوب بیرون بیاید، دیوانه‌وار بود.

running/working like crazy

دویدن/کار کردن به شدت دیوانه وار

The crazy jazzman gazed at the blaze on the razor with amazement.

مرد جاز دیوانه با حیرت به شعله روی تیغ ریش‌تراشی خیره شد.

نمونه‌های واقعی

My new neighbor is driving me crazy!

همسایه‌ی جدیدم من را دیوانه می‌کند!

منبع: VOA One Minute English

It is a crazy pace of change.

این یک سرعت دیوانه‌وار برای تغییر است.

منبع: Charlie Rose interviews Didi President Liu Qing.

These two words really drive me crazy.

این دو کلمه واقعاً من را دیوانه می‌کنند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Gloria, why are you acting so crazy?

گلوریا، چرا اینقدر عجیب و غریب رفتار می‌کنی؟

منبع: Modern Family - Season 03

But garbage classification is driving me crazy.

اما دسته‌بندی زباله‌ها من را دیوانه می‌کند.

منبع: CGTN

The Dark Dungeons drove her crazy.

دیوارهای تاریک او را دیوانه کردند.

منبع: Lost Girl Season 05

Is he driving you crazy with his complaints?

آیا او با شکایت‌هایش شما را دیوانه می‌کند؟

منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)

And to be honest, these slogans drive me crazy.

و راستش را بخواهید، این شعارها من را دیوانه می‌کنند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Does that mean like you're crazy?

یعنی مثل این که دیوانه ای؟

منبع: Listening Digest

The key findings on chest CT include ground glass opacities, consolidations, and crazy paving.

یافته‌های کلیدی در سی‌تی اسکن قفسه سینه شامل کدورت شیشه‌ای، تجمیع و سنگ‌فرش دیوانه کننده است.

منبع: Osmosis - COVID-19 Prevention

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید