sane

[ایالات متحده]/seɪn/
[بریتانیا]/seɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از نظر روانی سالم؛ داشتن یک حالت عادی ذهن؛ منطقی، معقول.

جملات نمونه

He is a very sane person.

او یک شخص بسیار عاقل است.

He was sane at the time of the murder.

او در زمان قتل عاقل بود.

Jim is not mad; he is as sane as any other normal person.

جیم دیوانه نیست؛ او به اندازه هر فرد عادی دیگر عاقل است.

I don't think a sane person would drive as dangerously as he did.

من فکر نمی کنم هیچ فرد عاقلی به طور خطرناک مانند او رانندگی کند.

She seemed a sane, well-balanced sort of person.

او مثل یک فرد عاقل و متعادل به نظر می رسید.

By declaring him sane, the jury implied that he had a moral sense.

با اعلام سلامت او، هیئت منصفه نشان داد که او حس اخلاقی دارد.

Craniology, phrenology and eugenics, once-respectable fields of endeavour that are now regarded with a shudder, may shriek from time to time, but few sane people pay attention to them.

علم مغز‌شناسی، فیزنولوژی و ژنتیک، زمینه‌هایی که زمانی مورد احترام بودند و اکنون با لرزش به آنها نگاه می‌شود، ممکن است گاهی اوقات فریاد بزنند، اما افراد عاقل به آنها توجهی نمی‌کنند.

نمونه‌های واقعی

One thing that kept me sane while I was in solitary confinement was reading.

یک نکته‌ای که مرا در حالی که در حبس انفرادی بودم، سردرگم نکرد، خواندن بود.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

We aren't sane enough to be in relationships.

ما به اندازه‌ای عاقل نیستیم که در روابط باشیم.

منبع: Listening Digest

He's not sane enough to judge anything.

او به اندازه‌ای عاقل نیست که چیزی را قضاوت کند.

منبع: Sleepless in Seattle Original Soundtrack

I'm finally feeling sane. And if I go up there...

من بالاخره احساس می‌کنم عاقلم. و اگر آنجا بروم...

منبع: Friends Season 3

I think being Paul was harder. He was sane, I'm sane, no four days at Disneyland there.

فکر می‌کنم بودن پل سخت‌تر بود. او عاقل بود، من عاقلم، چهار روز در دیزنی‌لند هم آنجا نیست.

منبع: Stephen King on Writing

We're not entirely sane or well, but none of us are.

ما کاملاً عاقل یا خوب نیستیم، اما هیچکدام از ما هم نیستیم.

منبع: Scientific World

The court judged the man sane and therefore responsible for his acts.

دادگاه مرد را عاقل و در نتیجه مسئول اعمالش تشخیص داد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Yet, for most of his life he was completely sane.

با این حال، بیشتر عمرش کاملاً عاقل بود.

منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Grade 11 Second Semester

Right now, you're my sanest relative.

در حال حاضر، شما عاقل‌ترین خویشاودار من هستید.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

When you were on the Wanderer's train, Aife was sane.

وقتی سوار قطار Wanderer بودید، Aife عاقل بود.

منبع: Lost Girl Season 05

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید