dangles

[ایالات متحده]/ˈdæŋɡlz/
[بریتانیا]/ˈdæŋɡlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور شل آویزان است یا تاب می‌خورد؛ به آرامی یا ناپایدار حرکت کردن؛ با چیزی وسوسه کردن یا تحریک کردن؛ کسی را در حالت تعلیق گذاشتن؛ به طور تاب‌خورده آویزان کردن
n. زنجیرها یا اشیایی که دور می‌پیچند

عبارات و ترکیب‌ها

key dangles

ساعت آویزان است

ring dangles

انگشتر آویزان است

light dangles

چراغ آویزان است

pendant dangles

آویز آویزان است

chain dangles

زنجیر آویزان است

earring dangles

گوشواره آویزان است

thread dangles

نخ آویزان است

decoration dangles

تزئینات آویزان است

tassel dangles

گیس آویزان است

charm dangles

جذابیت آویزان است

جملات نمونه

the necklace dangles gracefully around her neck.

گردنبند به طور ظریف در گردن او آویزان است.

the keys dangle from the hook by the door.

کلیدها از قلاب کنار در آویزان هستند.

she loves to wear earrings that dangle.

او عاشق استفاده از گوشواره هایی است که آویزان هستند.

the spider dangles from its web.

عنکبوت از تار عنکوب خود آویزان است.

he dangles the carrot in front of the horse.

او هویج را جلوی اسب آویزان می‌کند.

the child dangles his legs off the swing.

کودک پاهایش را از تاب آویزان می‌کند.

bright lights dangle from the ceiling during the festival.

چراغ های رنگارنگ در طول جشنواره از سقف آویزان هستند.

the fabric dangles beautifully from the curtain rod.

پارچه به زیبایی از چوب پرده آویزان است.

he dangles the fishing line into the water.

او نخ ماهیگیری را در آب آویزان می‌کند.

the toys dangle from the mobile above the crib.

اسباب بازی ها از موبیلی که بالای تخت نوزاد است آویزان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید