suspends operations
تعلیق عملیات
suspends payments
تعلیق پرداختها
suspends privileges
تعلیق امتیازات
suspends membership
تعلیق عضویت
suspends services
تعلیق خدمات
suspends activities
تعلیق فعالیتها
suspends support
تعلیق پشتیبانی
suspends contracts
تعلیق قراردادها
suspends funding
تعلیق تامین بودجه
the school suspends classes during severe weather.
مدارس در شرایط آب و هوای نامساعد تعطیل میشوند.
the company suspends operations for maintenance.
شرکت به دلیل تعمیرات، فعالیتها را متوقف میکند.
the judge suspends the trial until next week.
قاضی تا هفته آینده دادگاه را به تعویق میاندازد.
the government suspends certain regulations temporarily.
دولت به طور موقت برخی از مقررات را به حالت تعلیق در میآورد.
the teacher suspends the student for misconduct.
معلم دانشآموز را به دلیل رفتار نامناسب تعلیق میکند.
the airline suspends flights due to technical issues.
به دلیل مشکلات فنی، خطوط هوایی پروازها را به حالت تعلیق در میآورد.
the organization suspends funding for the project.
سازمان بودجه پروژه را به حالت تعلیق در میآورد.
the coach suspends a player for breaking team rules.
مربی بازیکنی را به دلیل نقض قوانین تیم تعلیق میکند.
the city suspends construction activities during the festival.
شهر در طول جشنواره فعالیتهای ساختمانی را به حالت تعلیق در میآورد.
the board suspends the policy until further notice.
هیئت مدیره سیاست را تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق در میآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید