suspends

[ایالات متحده]/səˈspɛndz/
[بریتانیا]/səˈspɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور موقت چیزی را متوقف کردن؛ تاخیر یا به تعویق انداختن؛ کسی را به طور موقت غیرفعال کردن (مثلاً در مدرسه یا کار)

عبارات و ترکیب‌ها

suspends operations

تعلیق عملیات

suspends payments

تعلیق پرداخت‌ها

suspends privileges

تعلیق امتیازات

suspends membership

تعلیق عضویت

suspends services

تعلیق خدمات

suspends activities

تعلیق فعالیت‌ها

suspends support

تعلیق پشتیبانی

suspends contracts

تعلیق قراردادها

suspends funding

تعلیق تامین بودجه

جملات نمونه

the school suspends classes during severe weather.

مدارس در شرایط آب و هوای نامساعد تعطیل می‌شوند.

the company suspends operations for maintenance.

شرکت به دلیل تعمیرات، فعالیت‌ها را متوقف می‌کند.

the judge suspends the trial until next week.

قاضی تا هفته آینده دادگاه را به تعویق می‌اندازد.

the government suspends certain regulations temporarily.

دولت به طور موقت برخی از مقررات را به حالت تعلیق در می‌آورد.

the teacher suspends the student for misconduct.

معلم دانش‌آموز را به دلیل رفتار نامناسب تعلیق می‌کند.

the airline suspends flights due to technical issues.

به دلیل مشکلات فنی، خطوط هوایی پروازها را به حالت تعلیق در می‌آورد.

the organization suspends funding for the project.

سازمان بودجه پروژه را به حالت تعلیق در می‌آورد.

the coach suspends a player for breaking team rules.

مربی بازیکنی را به دلیل نقض قوانین تیم تعلیق می‌کند.

the city suspends construction activities during the festival.

شهر در طول جشنواره فعالیت‌های ساختمانی را به حالت تعلیق در می‌آورد.

the board suspends the policy until further notice.

هیئت مدیره سیاست را تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق در می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید