oscillates

[ایالات متحده]/ˈɒs.ɪ.leɪts/
[بریتانیا]/ˈɑː.sɪ.leɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به جلو و عقب حرکت کردن یا نوسان کردن در یک ریتم منظم

عبارات و ترکیب‌ها

oscillates rapidly

به سرعت نوسان می‌کند

oscillates constantly

به طور مداوم نوسان می‌کند

oscillates slowly

به آرامی نوسان می‌کند

oscillates irregularly

به طور نامنظم نوسان می‌کند

oscillates back

به عقب نوسان می‌کند

oscillates between

بین ... نوسان می‌کند

oscillates wildly

به طور وحشیانه نوسان می‌کند

oscillates softly

به آرامی و ملایمت نوسان می‌کند

oscillates evenly

به طور یکنواخت نوسان می‌کند

oscillates gently

به ملایمت نوسان می‌کند

جملات نمونه

the pendulum oscillates back and forth.

آونگ به طور مداوم به جلو و عقب حرکت می‌کند.

the stock market oscillates between gains and losses.

بازار سهام بین سود و زیان نوسان می‌کند.

her mood oscillates depending on the weather.

حالت روحی او بسته به آب و هوا نوسان می‌کند.

the frequency of the sound oscillates with the pitch.

فرکانس صدا با زیرآرایی نوسان می‌کند.

the light oscillates in intensity.

شدت نور نوسان می‌کند.

the engine oscillates at high speeds.

موتور با سرعت بالا نوسان می‌کند.

the temperature oscillates throughout the day.

دمای هوا در طول روز نوسان می‌کند.

the dancer's movements oscillate gracefully.

حرکات رقصنده به طور ظریف نوسان می‌کنند.

the opinions in the debate oscillate between extremes.

نظرات در بحث بین افراط و تفریط نوسان می‌کنند.

the signal oscillates, causing interference.

سیگنال نوسان می‌کند و باعث تداخل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید