oscillates rapidly
به سرعت نوسان میکند
oscillates constantly
به طور مداوم نوسان میکند
oscillates slowly
به آرامی نوسان میکند
oscillates irregularly
به طور نامنظم نوسان میکند
oscillates back
به عقب نوسان میکند
oscillates between
بین ... نوسان میکند
oscillates wildly
به طور وحشیانه نوسان میکند
oscillates softly
به آرامی و ملایمت نوسان میکند
oscillates evenly
به طور یکنواخت نوسان میکند
oscillates gently
به ملایمت نوسان میکند
the pendulum oscillates back and forth.
آونگ به طور مداوم به جلو و عقب حرکت میکند.
the stock market oscillates between gains and losses.
بازار سهام بین سود و زیان نوسان میکند.
her mood oscillates depending on the weather.
حالت روحی او بسته به آب و هوا نوسان میکند.
the frequency of the sound oscillates with the pitch.
فرکانس صدا با زیرآرایی نوسان میکند.
the light oscillates in intensity.
شدت نور نوسان میکند.
the engine oscillates at high speeds.
موتور با سرعت بالا نوسان میکند.
the temperature oscillates throughout the day.
دمای هوا در طول روز نوسان میکند.
the dancer's movements oscillate gracefully.
حرکات رقصنده به طور ظریف نوسان میکنند.
the opinions in the debate oscillate between extremes.
نظرات در بحث بین افراط و تفریط نوسان میکنند.
the signal oscillates, causing interference.
سیگنال نوسان میکند و باعث تداخل میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید