sways

[ایالات متحده]/sweɪz/
[بریتانیا]/sweɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (باعث شدن) نوسان یا حرکت به جلو و عقب؛ تأثیر گذاشتن یا تغییر دادن نظر یا عمل کسی

عبارات و ترکیب‌ها

emotion sways

احساس‌ها به رقص در می‌آیند

wind sways

باد به رقص در می‌آید

tree sways

درخت به رقص در می‌آید

music sways

موسیقی به رقص در می‌آید

gently sways

به آرامی به رقص در می‌آید

body sways

بدن به رقص در می‌آید

lightly sways

به آرامی به رقص در می‌آید

mind sways

ذهن به رقص در می‌آید

nature sways

طبیعت به رقص در می‌آید

emotionally sways

از نظر احساسی به رقص در می‌آید

جملات نمونه

the tall tree sways gently in the breeze.

درخت بلند به آرامی در نسیم تاب می‌خورد.

her voice sways the audience with emotion.

صدای او با احساسات، مخاطبان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

the dancer sways gracefully to the music.

رقصنده به طور ظریف با موسیقی تاب می‌خورد.

the boat sways on the waves of the ocean.

قایق روی امواج اقیانوس تاب می‌خورد.

his opinion sways my decision significantly.

نظر او تصمیم من را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار می‌دهد.

the wind sways the flowers in the garden.

باد گل‌ها را در باغ به حرکت در می‌آورد.

the politician's speech sways public opinion.

سخنرانی سیاستمدار، نظر عمومی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

the pendulum sways back and forth.

آونگ به جلو و عقب تاب می‌خورد.

she sways her hips while dancing.

او در حالی که می‌رقصد، باسن خود را به حرکت در می‌آورد.

the rhythm of the song sways everyone to dance.

ریتم آهنگ همه را به رقص وادارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید