indebtedness

[ایالات متحده]/ɪn'detɪdnɪs/
[بریتانیا]/ɪn'dɛtɪdnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بدهی

جملات نمونه

indebtedness that is an affliction;

بدهی که یک عذاب است;

deep sense of indebtedness

احساس عمیق قدردان بودن

express gratitude for the indebtedness

ابراز قدردانی از بدهی

indebtedness to one's mentor

بدهی به مرشد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید