debuted professionally
به طور حرفهای پا به عرصه گذاشت
debuted last year
سال گذشته پا به عرصه گذاشت
debuted with success
با موفقیت پا به عرصه گذاشت
debuting artist
هنرمند تازهکار
debuted on stage
روی صحنه پا به عرصه گذاشت
debuted film
فیلم نخست
debuted collection
کلکسیون معرفیشده
debuting novel
رمان معرفیشده
debuted singer
خواننده تازهکار
debuted gracefully
به شکلی زیبا پا به عرصه گذاشت
the young pianist debuted with a stunning performance of chopin.
پیانیست جوان با یک اجرای خیرهکننده از شوپن، پا به صحنه گذاشت.
her acting career debuted in a small independent film.
حرفه بازیگری او با یک فیلم مستقل کوچک آغاز شد.
the band debuted their new album last week at a concert.
گروه هفته گذشته در یک کنسرت، آلبوم جدید خود را منتشر کرد.
a new fragrance from chanel debuted this spring.
یک عطر جدید از شنل امسال در فصل بهار معرفی شد.
the designer debuted a vibrant collection at fashion week.
طراح یک مجموعه پر جنب و جوش را در هفته مد به نمایش گذاشت.
the athlete debuted in the olympics with impressive speed.
ورزشکار با سرعت چشمگیر در المپیک پا به عرصه گذاشت.
the restaurant debuted a new menu featuring seasonal ingredients.
رستوران یک منوی جدید با مواد اولیه فصلی معرفی کرد.
the play debuted to rave reviews from critics.
نمایش با نظرات مثبت منتقدان پا به صحنه گذاشت.
the company debuted its latest software at the tech conference.
شرکت نرمافزار جدیدترین خود را در کنفرانس فناوری معرفی کرد.
the singer debuted a new dance routine during the concert.
خواننده یک روتین رقص جدید را در طول کنسرت به نمایش گذاشت.
the artist debuted a series of paintings at the gallery opening.
هنرمند مجموعهای از نقاشیها را در افتتاحیه گالری به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید