appeared

[ایالات متحده]/[əˈpɪəd]/
[بریتانیا]/[əˈpɪərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ظاهر شدن؛ قابل مشاهده شدن؛ نمایان شدن؛ خود را نشان دادن؛ به نظر رسیدن؛ ایجاد کردن چنین تصوراتی؛ داشتن وجود در گذشته.

عبارات و ترکیب‌ها

appeared suddenly

ظاهر شد ناگهان

appeared on screen

ظاهر شد روی صفحه

appeared briefly

ظاهر شد به طور خلاصه

appeared calm

ظاهر شد آرام

appearing now

ظاهر می‌شود الان

appeared later

ظاهر شد بعداً

appeared nervous

ظاهر شد مضطرب

appeared different

ظاهر شد متفاوت

appeared online

ظاهر شد آنلاین

appeared hesitant

ظاهر شد مردد

جملات نمونه

a strange figure appeared in the window.

یک چهره عجیب در پنجره ظاهر شد.

the problem appeared suddenly during the meeting.

مشکل به طور ناگهانی در طول جلسه ظاهر شد.

his name appeared on the list of candidates.

اسم او در لیست نامزدها ظاهر شد.

a new opportunity appeared for her to travel abroad.

یک فرصت جدید برای او برای سفر به خارج از کشور فراهم شد.

the error message appeared on the computer screen.

پیام خطا روی صفحه نمایش کامپیوتر ظاهر شد.

a solution to the puzzle appeared in my mind.

یک راه حل برای این معما در ذهنم ظاهر شد.

the company appeared to be struggling financially.

شرکت به نظر می‌رسید که از نظر مالی با مشکل مواجه است.

a rainbow appeared after the heavy rain.

بعد از باران شدید، رنگین کمان ظاهر شد.

the actor appeared on stage to take a bow.

بازیگر برای تعظیم روی صحنه ظاهر شد.

a new study appeared in the scientific journal.

یک مطالعه جدید در مجله علمی منتشر شد.

the town appeared peaceful and welcoming.

شهر به نظر آرام و خوشایند می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید