ended

[ایالات متحده]/[ˈendɪd]/
[بریتانیا]/[ˈendɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به نتیجه رساندن؛ متوقف کردن؛ پایان دادن
adj. به پایان رسیده
n. نقطه‌ای که چیزی متوقف می‌شود؛ نتیجه

عبارات و ترکیب‌ها

ended badly

به پایان غم‌انگیز رسید

ended up

در نهایت

ended well

به خوبی به پایان رسید

ended it

آن را به پایان رساند

ended relationship

رابطه را به پایان رساند

ended conversation

گفتگو را به پایان رساند

ended service

خدمات را به پایان رساند

ended meeting

جلسه را به پایان رساند

ended early

زود به پایان رسید

ended up working

در نهایت مشغول به کار شد

جملات نمونه

the movie ended abruptly after only an hour.

فیلم بعد از فقط یک ساعت به طور ناگهانی تمام شد.

our long vacation finally ended last week.

تعطیلات طولانی ما هفته گذشته به پایان رسید.

the argument ended with a frustrated sigh.

بحث با یک آهسته‌ی ناامیدانه به پایان رسید.

the successful project ended on a high note.

پروژه موفق با یک نتیجه‌ی عالی به پایان رسید.

the meeting ended earlier than scheduled.

جلسه زودتر از زمان مقرر به پایان رسید.

their relationship ended after several years.

رابطه آنها پس از چند سال به پایان رسید.

the game ended in a thrilling tie.

بازی با یک تساوی هیجان انگیز به پایان رسید.

the difficult negotiation ended positively.

مذاکرات دشوار به طور مثبت به پایان رسید.

the presentation ended with a question-and-answer session.

ارائه با یک جلسه پرسش و پاسخ به پایان رسید.

the road ended at a scenic overlook.

جاده در یک منظره دیدنی به پایان رسید.

the investigation ended without any arrests.

تحقیقات بدون هیچگونه دستگیری به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید