deck

[ایالات متحده]/dek/
[بریتانیا]/dek/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطح یک کشتی; مجموعه ای از کارت های بازی
v. تزئین کردن; خراب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deck of cards

دست کارت

on deck

روی عرشه

sun deck

عرشه آفتاب

double deck

دو طبقه

bridge deck

عرشه پل

on the deck

روی عرشه

steel deck

عرشه فولادی

deck with

عرشه با

upper deck

عرشه بالا

flight deck

عرشه پرواز

deck machinery

ماشین‌آلات عرشه

main deck

عرشه اصلی

observation deck

عرشه تماشا

deck hand

خدمتکار عرشه

deck plate

صفحه عرشه

tape deck

دستگاه پخش نوار

deck structure

ساختار عرشه

poop deck

عرشه عقب

top deck

عرشه بالا

deck chair

صندلی عرشه

screen deck

عرشه صفحه نمایش

جملات نمونه

she stood on deck for hours.

او ساعت‌ها در عرشه ایستاده بود.

swash the decks with water

عرشه ها را با آب بشویید.

The lower deck is afloat.

عرشه پایین شناور است.

he stood on the deck of his flagship.

او در عرشه کشتی پرچمدارش ایستاده بود.

the upper deck of the car park.

عرشه بالای پارکینگ.

a bravely decked house

خانه‌ای با تزئینات شجاعانه

The room was decked with flowers.

اتاق با گل تزئین شده بود.

all decked out for the dance.

کاملاً برای رقص آماده شده بودند.

decked the halls for the holidays.

سالن ها را برای تعطیلات تزئین کردند.

a three-decker apartment house; double-decker buses.

آپارتمان سه طبقه؛ اتوبوس های دو طبقه.

there was a big thud when I hit the deck .

وقتی به عرشه برخورد کردم صدای مهیبی شنیده شد.

I doubled across the deck to join the others.

من برای پیوستن به دیگران به سرعت از عرشه عبور کردم.

it was all hands on deck getting breakfast ready.

همه برای آماده کردن صبحانه به عرشه آمدند.

crews sluiced down the decks of their ship.

خدمه عرشه های کشتی خود را با آب شستند.

enemy gunners sprayed the decks of the warships.

تفنگداران دشمن عرشه های ناو جنگی را مورد اصابت قرار دادند.

نمونه‌های واقعی

He took the deck out of the box.

او عرشه را از جعبه بیرون آورد.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2016 Collection

It's got 20 decks, a waterpark, and seven pools.

دارای 20 عرشه، یک پارک آبی و هفت استخر است.

منبع: Wall Street Journal

Hop aboard, Mick. I just finished priming the poop deck.

بیا سوار شو، میک. من همین الان عرشه عقب را آماده کردم.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

I knew that he was going to touch the deck.

می‌دانستم که او قصد لمس عرشه را دارد.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2016 Collection

Hi, did you receive the deck?

سلام، آیا عرشه را دریافت کردی؟

منبع: Apple WWDC 2023 Developer Conference

The top of the mesa was a flat deck of stone.

بالای مِسا یک عرشه صاف از سنگ بود.

منبع: Brave New World

We don't have a garden but we love our deck.

ما باغ نداریم اما عاشق عرشه‌مان هستیم.

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

Forget the " halls" ya'll. It's time to " deck the cars" .

"تالارها" را فراموش کنید، همه. وقت آن رسیده که ماشین‌ها را "عرشه‌کاری" کنید.

منبع: CNN 10 Student English December 2020 Collection

It is like dividing a deck of cards into two piles, Sophie.

این مثل تقسیم یک دسته کارت به دو دسته است، سوفی.

منبع: Sophie's World (Original Version)

You take decks 1 and 2. You take decks 3 and 4.

تو عرشه‌های 1 و 2 را بردار. تو عرشه‌های 3 و 4 را بردار.

منبع: Go blank axis version

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید