ground

[ایالات متحده]/graʊnd/
[بریتانیا]/ɡraʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطح جامد زمین; ناحیه‌ای از زمین; ناحیه مشخص; میدان جنگ
vt. پایه‌گذاری کردن برای; موجب شدن (یک قایق یا کشتی) به تماس با کف; تماس با زمین برقرار کردن
vi. قایق یا کشتی را به تماس با زمین آوردن; فرود آمدن
adj. مربوط به زمین; واقع شده بر روی یا در سطح زمین

عبارات و ترکیب‌ها

on the ground

روی زمین

solid ground

زمین محکم

common ground

زمین مشترک

break new ground

شکستن زمین جدید

to the ground

به زمین

ground water

آب زیرزمینی

hit the ground

به زمین برخورد کرد

in the ground

در زمین

ground floor

طبقه همکف

ground surface

سطح زمین

below ground

زیر زمین

on ground

روی زمین

soft ground

زمین نرم

ground pressure

فشار زمین

find common ground

یافتن زمین مشترک

training ground

زمین تمرین

open ground

زمین باز

جملات نمونه

The ground is dry.

زمین خشک است.

There is no ground for anxiety.

دلیل نگرانی وجود ندارد.

ground the truth into their heads.

حقیقت را در مغزهایشان جاودانه کرد.

level the ground for a lawn.

زمین را برای چمن صاف کنید.

the ground plan for an invasion.

برنامه زمین برای یک حمله.

they hit the ground with a flop.

آنها با یک صدای افتادن روی زمین فرود آمدند.

The truck ground to a stop.

کامیون به تدریج متوقف شد.

Adultery was a ground for divorce.

خیانت زنا، یکی از دلایل طلاق بود.

Desertion is a ground for divorce.

ترک وطن یا فرار از خدمت، یکی از دلایل طلاق است.

The key fell on the ground with a jingle.

کلید با صدای زنگوله روی زمین افتاد.

a guesthouse on the grounds of the mansion.

یک مهمانسرا در محوطه خانه.

he ground it into a fine dust.

او آن را به گرد و غبار تبدیل کرد.

the fragrance of fresh-ground coffee.

بوی قهوه تازه آسیاب شده.

freshly ground black pepper.

فلفل سیاه تازه آسیاب شده.

نمونه‌های واقعی

C) Adopting scientifically grounded approaches to teaching reading.

C) اتخاذ رویکردهای علمی و مستند در آموزش خواندن.

منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.

Did you search the grounds? Attics to cellar.

آیا زمین‌ها را جستجو کردید؟ از زیرزمین تا پشت‌بام.

منبع: Roman Holiday Selection

You have the grounds for a start afresh.

شما زمینه‌های شروع دوباره را دارید.

منبع: This is how legal English should be said.

But there are few places where clients have more grounds for complaint than America.

اما مکان‌هایی وجود ندارند که مشتریان بیشتر از آمریکا دلایل بیشتری برای شکایت داشته باشند.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

And the book covers less ground than a stats primer ought.

و کتاب کمتر از آنچه باید، موضوعات کمتری را پوشش می‌دهد.

منبع: The Economist - Arts

Meteoroids become meteors when they enter our atmosphere and meteorites when they hit the ground.

شهاب‌سنگ‌ها زمانی که وارد جو ما می‌شوند به شهاب تبدیل می‌شوند و زمانی که به زمین برخورد می‌کنند به شهاب‌سنگ تبدیل می‌شوند.

منبع: CNN Listening Compilation August 2020

I have solid grounds, and I have evidence.

من دلایل محکمی دارم و مدرک دارم.

منبع: Arrow Season 1

It is a sacred ground for us.

این مکان مقدس برای ماست.

منبع: VOA Daily Standard August 2020 Collection

His report should not be grounded on imaginations.

گزارش نباید بر اساس تصورات باشد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

How was the process of getting Timeless taken off the ground?

چگونه روند راه‌اندازی Timeless از زمین جدا شد؟

منبع: Listening Digest

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید