platform

[ایالات متحده]/ˈplætfɔːm/
[بریتانیا]/ˈplætfɔːrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سکو; صحنه; تریبون; ایستگاه

عبارات و ترکیب‌ها

social media platform

پلتفرم رسانه‌های اجتماعی

online platform

پلتفرم آنلاین

service platform

پلتفرم خدمات

offshore platform

پلتفرم فراساحلی

open platform

پلتفرم باز

working platform

پلتفرم کاری

drilling platform

سکوی حفاری

mobile platform

پلتفرم تلفن همراه

carbonate platform

پلتفرم کربناته

operating platform

پلتفرم عملیاتی

oil platform

پلتفرم نفتی

platform software

نرم‌افزار پلتفرم

stabilized platform

پلتفرم پایدار

online trading platform

پلتفرم تجارت آنلاین

station platform

پلتفرم ایستگاه

platform structure

ساختار پلتفرم

platform scale

مقیاس پلتفرم

lifting platform

پلتفرم بالابر

platform diving

شیرجه از سکو

lift platform

پلتفرم بالابر

landing platform

پلتفرم فرود

oil drilling platform

پلتفرم حفاری نفت

جملات نمونه

a platform at knee level.

یک سکوی در سطح زانو.

the platform of the new political party

پلتفرم حزب سیاسی جدید

the Progressive platform of 1924.

پلتفرم پیشروان سال ۱۹۲۴.

The platform swayed and then foundered.

پلتفرم تاب خورد و سپس دچار مشکل شد.

seeking election on a platform of low taxes.

به دنبال انتخابات با وعده مالیات پایین.

the forum will provide a platform for discussion of communication issues.

این انجمن بستری را برای بحث در مورد مسائل ارتباطی فراهم می‌کند.

Who are the -thies on the platform?

چه کسانی -ها در سکو هستند؟

This platform would serve as a port and a railway station.

این سکو به عنوان یک بندر و ایستگاه راه آهن عمل خواهد کرد.

The platform was crawling with grey-green uniforms.

پلتفرم پر از لباس‌های خاکستری-سبز بود.

heterogeneous, full platform support

پشتیبانی کامل از پلتفرم ناهمگن

the greening of the mayor's platform; the greening of the cities.

سبزش کردن پلتفرم شهردار؛ سبز شدن شهرها.

main-line trains stop at platform 7.

قطارهای اصلی در سکوی ۷ توقف می‌کنند.

He spoke to us from a platform in the school hall.

او از سکوی تالار مدرسه با ما صحبت کرد.

a journal that served as a platform for radical views.

مجله‌ای که به عنوان بستری برای دیدگاه‌های رادیکال عمل کرد.

The popularity of the party's platform will be decided by the ballot box.

محبوبیت برنامه حزب توسط صندوق رای گیری تعیین خواهد شد.

The headmaster stood on a platform at one end of the hall.

مدیر مدرسه در سکویی در انتهای سالن ایستاده بود.

The train at Platform 2 goes to the city.

قطار در سکوی ۲ به سمت شهر می‌رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید