deferred

[ایالات متحده]/dɪ'fɜːd/
[بریتانیا]/dɪ'fɝd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به تعویق افتاده
v. به تعویق انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

deferred payment

پرداخت معوق

deferred tax

مالیات معوق

deferred maintenance

نگهداری معوق

deferred expenses

هزینه‌های معوق

deferred income

درآمد معوق

جملات نمونه

they deferred the decision until February.

تصمیم را تا فوریه به تعویق انداختند.

deferred gratification; deferred military draft.

تاخیر در ارضای؛ معافیت از خدمت نظامی.

deferred benefits; a deferred payment.

مزایای معوقه؛ یک پرداخت معوقه.

he was no longer deferred from the draft.

دیگر از خدمت وظیفه معاف نبود.

he deferred to Tim's superior knowledge.

او به دانش برتر تیم احترام گذاشت.

The department deferred the decision for six months.

بخش تصمیم را به مدت شش ماه به تعویق انداخت.

They discussed but deferred the decision.

بحث کردند اما تصمیم را به تعویق انداختند.

deferred paying the bills;

پرداخت قبوض را به تعویق انداختند;

The decision has been deferred indefinitely.

تصمیم به طور نامحدود به تعویق افتاده است.

in the end we compromised and deferred the issue.

در نهایت سازش کردیم و موضوع را به تعویق انداختیم.

this deferred tax can be credited to the profit and loss account.

این مالیات معوقه می تواند به حساب سود و زیان منظور شود.

the judge deferred sentence until 5 April for background reports.

قاضی صدور حکم را تا 5 آوریل برای گزارش های سابقه به تعویق انداخت.

Payment has been deferred until next week.

پرداخت تا هفته آینده به تعویق افتاده است.

The ship deferred its sailing because of bad weather.

کشتی به دلیل آب و هوای نامساعد سفر خود را به تعویق انداخت.

Diagnosis was deferred pending further assessment.

تشخیص به دلیل نیاز به ارزیابی بیشتر به تعویق افتاد.

Chemistry will help meet this challenge by discovering new materials that harvest solar radiation, store energy for deferred use, and reconvert stored energy when needed.

شیمی با کشف مواد جدید که تابش خورشیدی را جمع آوری می کنند، انرژی را برای استفاده بعدی ذخیره می کنند و در صورت نیاز انرژی ذخیره شده را دوباره به حالت اولیه باز می گردانند، به حل این چالش کمک خواهد کرد.

Classified by the degree of equitability, total assets include circulating assets, long-term investment, fixed assets, intangible assets and deferred assets, and other assets.

بر اساس درجه انصاف، کل دارایی ها شامل دارایی های جاری، سرمایه گذاری بلند مدت، دارایی های ثابت، دارایی های نامشهود و دارایی های معوقه و سایر دارایی ها است.

نمونه‌های واقعی

The dissolution of New Zealand's parliament has been deferred until next Monday.

انحلال پارلمان نیوزیلند تا دوشنبه هفته آینده به تعویق افتاده است.

منبع: CRI Online September 2020 Collection

You can not pay on deferred terms.

شما نمی توانید به صورت معوقه پرداخت کنید.

منبع: Practical Business English Conversations

But he deferred action on the move.

اما او اقدام در مورد این اقدام را به تعویق انداخت.

منبع: Time

But we deferred for a year and traveled.

اما ما برای یک سال به تعویق انداختیم و سفر کردیم.

منبع: Connection Magazine

The ship deferred its sailing because of bad weather.

کشتی به دلیل آب و هوای نامساعد سفر خود را به تعویق انداخت.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

It was nearly 32 degrees Celsius, but I deferred to him.

تقریباً 32 درجه سانتیگراد بود، اما من به او احترام گذاشتم.

منبع: "The Sixth Sound" Reading Selection

At the time, even experts barely understood panda anatomy, and China deferred to their allies.

در آن زمان، حتی متخصصان به سختی آناتومی پاندا را درک کردند و چین به متحدان خود احترام گذاشت.

منبع: "The Sixth Sound" Reading Selection

Raisin in the Sun, which takes its title from Langston Hughes poem about dreams deferred, centers on the younger family.

انگور در آفتاب، که عنوان آن را از شعر لانگستون هیوز در مورد رویاهای به تعویق افتاده می‌گیرد، بر روی خانواده جوانتر متمرکز است.

منبع: Crash Course in Drama

Tom deferred that much to the sensibilities of those East Eggers who might be on the train.

تام آنقدر به احساسات آن افراد East Egg که ممکن بود سوار قطار باشند احترام گذاشت.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

He did not endorse the local officials he deferred to early on, but hid behind them.

او از مقامات محلی که در ابتدا به آنها احترام گذاشت حمایت نکرد، اما پشت آنها پنهان شد.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید