defiled

[ایالات متحده]/dɪˈfaɪld/
[بریتانیا]/dɪˈfaɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل defile؛ آلوده کردن؛ کثیف کردن؛ به صورت خطی march کردن

عبارات و ترکیب‌ها

defiled ground

زمین ننگین

defiled name

نام لکه‌دار

defiled honor

افتخار لکه‌دار

defiled soul

روح ننگین

defiled image

تصویر لکه‌دار

defiled trust

اعتماد لکه‌دار

defiled spirit

روحیه لکه‌دار

defiled heart

قلب لکه‌دار

defiled relationship

رابطه لکه‌دار

defiled reputation

شهرت لکه‌دار

جملات نمونه

the sacred temple was defiled by vandalism.

معبد مقدس مورد آلودگی و تخریب قرار گرفت.

his reputation was defiled by false accusations.

شهرت او به دلیل اتهامات نادرست لکه‌دار شد.

the once pristine lake was defiled by pollution.

دریاچه ای که زمانی بسیار پاک بود، به دلیل آلودگی آلوده شد.

they felt that the traditions had been defiled over the years.

آنها احساس کردند که سنت ها در طول سال ها مورد آلودگی قرار گرفته اند.

the defiled land needed to be restored to its former glory.

زمین آلوده نیاز به بازگرداندن به شکوه سابق خود داشت.

her trust was defiled after the betrayal.

اعتماد او پس از خیانت لکه‌دار شد.

the artwork was defiled by graffiti.

هنر توسط نقاشی دیواری آلوده شد.

he felt his soul had been defiled by his actions.

او احساس کرد که روحش به دلیل اعمالش لکه‌دار شده است.

the defiled memories haunted her for years.

خاطرات آلوده سال ها او را آزار می دادند.

they vowed to protect the defiled site from further damage.

آنها قول دادند که از آسیب بیشتر به مکان آلوده محافظت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید