defiled ground
زمین ننگین
defiled name
نام لکهدار
defiled honor
افتخار لکهدار
defiled soul
روح ننگین
defiled image
تصویر لکهدار
defiled trust
اعتماد لکهدار
defiled spirit
روحیه لکهدار
defiled heart
قلب لکهدار
defiled relationship
رابطه لکهدار
defiled reputation
شهرت لکهدار
the sacred temple was defiled by vandalism.
معبد مقدس مورد آلودگی و تخریب قرار گرفت.
his reputation was defiled by false accusations.
شهرت او به دلیل اتهامات نادرست لکهدار شد.
the once pristine lake was defiled by pollution.
دریاچه ای که زمانی بسیار پاک بود، به دلیل آلودگی آلوده شد.
they felt that the traditions had been defiled over the years.
آنها احساس کردند که سنت ها در طول سال ها مورد آلودگی قرار گرفته اند.
the defiled land needed to be restored to its former glory.
زمین آلوده نیاز به بازگرداندن به شکوه سابق خود داشت.
her trust was defiled after the betrayal.
اعتماد او پس از خیانت لکهدار شد.
the artwork was defiled by graffiti.
هنر توسط نقاشی دیواری آلوده شد.
he felt his soul had been defiled by his actions.
او احساس کرد که روحش به دلیل اعمالش لکهدار شده است.
the defiled memories haunted her for years.
خاطرات آلوده سال ها او را آزار می دادند.
they vowed to protect the defiled site from further damage.
آنها قول دادند که از آسیب بیشتر به مکان آلوده محافظت کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید