defaced

[ایالات متحده]/dɪˈfeɪst/
[بریتانیا]/dɪˈfeɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ظاهر چیزی را آسیب زده; چیزی را کمتر جذاب کرده; باعث شده که اعتبار از دست برود; شکل گذشته participle از deface

عبارات و ترکیب‌ها

defaced statue

مجسمه تخریب‌شده

defaced artwork

اثر هنری تخریب‌شده

defaced wall

دیوار تخریب‌شده

defaced poster

پوسترهای تخریب‌شده

defaced book

کتاب تخریب‌شده

defaced property

ملک تخریب‌شده

defaced sign

تابلوی تخریب‌شده

defaced monument

نماد تخریب‌شده

defaced image

تصویر تخریب‌شده

defaced surface

سطح تخریب‌شده

جملات نمونه

the historic monument was defaced by vandals last night.

این بنای تاریخی شب گذشته توسط خرابکاران مورد بی‌احترامی قرار گرفت.

many people were upset that the artwork was defaced.

بسیاری از مردم از اینکه اثر هنری مورد بی‌احترامی قرار گرفته بود ناراحت بودند.

the wall was defaced with graffiti.

دیوار با نقاشی‌های دیواری بی‌احترامی شده بود.

it is a crime to deface public property.

بی‌احترامی به اموال عمومی جرم است.

defaced currency cannot be used in transactions.

پول بی‌احترامی شده قابل استفاده در تراکنش‌ها نیست.

the statue was defaced during the protest.

مجسمه در جریان اعتراضات مورد بی‌احترامی قرار گرفت.

they found the defaced sign in the park.

آنها تابلو بی‌احترامی شده را در پارک پیدا کردند.

the defaced book was removed from the library.

کتاب بی‌احترامی شده از کتابخانه خارج شد.

authorities are investigating who defaced the mural.

مقامات در حال بررسی این موضوع هستند که چه کسی نقاشی دیواری را مورد بی‌احترامی قرار داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید