deliberately

[ایالات متحده]/dɪˈlɪbərɪtlɪ/
[بریتانیا]/dɪ'lɪbərətli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به دقت و عمداً؛ با هدف یا نیت؛ بدون عجله.

عبارات و ترکیب‌ها

act deliberately

عمل کردن با برنامه

speak deliberately

صحبت کردن با برنامه

جملات نمونه

my advice was deliberately misconstrued.

توصیه من به طور عمدی نادرست تفسیر شد.

the Bank could deliberately overissue Treasury bills.

بانک می‌توانست به عمد اوراق قرضه خزانه‌داری را بیش از حد منتشر کند.

They deliberately shifted off the argument.

آنها عمداً بحث را کنار گذاشتند.

She was accused of deliberately misleading Parliament.

او به عمد متهم به گمراه کردن پارلمان شد.

someone had deliberately deep-sixed evidence.

کسی شواهد را عمداً از بین برده بود.

are you deliberately seeking to estrange your readers?.

آیا عمداً در تلاش هستید تا خوانندگان خود را بیگانه کنید؟

he wondered if the doctor was being deliberately obtuse.

او فکر کرد که آیا دکتر عمداً مبهم است یا خیر.

he has deliberately elected to outcaste himself.

او عمداً انتخاب کرده است که خود را از جامعه جدا کند.

Eliot deliberately pruned away details.

الیوت عمداً جزئیات را حذف کرد.

They have deliberately locked us out.

آنها عمداً ما را بیرون قفل کردند.

She is deliberately staying away from the meetings.

او عمداً از حضور در جلسات خودداری می‌کند.

Are you deliberately trying to hurt me?

آیا عمداً سعی دارید به من آسیب برسانید؟

I believe the house was deliberately set fire to.

من معتقدم که خانه عمداً به آتش کشیده شده است.

He deliberately dressed down for the party.

او عمداً برای مهمانی لباس معمولی پوشید.

should we deliberately intervene in the climate system to counteract global warming?.

آیا باید به طور عمدی در سیستم آب و هوایی دخالت کنیم تا گرمایش جهانی را خنثی کنیم؟

he deliberately ran against her, knocking her shoulder.

او عمداً به سمت او دوید و به شانه‌اش برخورد کرد.

he seemed deliberately to be stripping his art of mannerism.

به نظر می‌رسید او عمداً سعی می‌کند هنر خود را از هرگونه مُدّیت دور کند.

I am morally certain that he is incapable of deliberately harming anyone.

من از نظر اخلاقی مطمئن هستم که او قادر به آسیب رساندن به کسی به عمد نیست.

airlines deliberately overbook some scheduled flights.

شرکت‌های هواپیمایی عمداً برخی از پروازهای برنامه‌ریزی شده را بیش از حد رزرو می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

" Fantastic." I wish I'd done that deliberately!

فانتستیک

منبع: Listening Digest

Sometimes I wonder if you're doing it deliberately.

گاهی اوقات فکر می‌کنم شما دارید آن را به عمد انجام می‌دهید.

منبع: "Father in the Time" Original Soundtrack

Now begin to breathe a little more deliberately.

حالا کمی بیشتر و با دقت بیشتری شروع به نفس کشیدن کنید.

منبع: Wise Life 2022

Then drill each element deliberately, one after the other.

سپس هر عنصر را به دقت و یکی یکی سوراخ کنید.

منبع: Scientific Learning Method

Those stories are mostly made-up and all deliberately boring.

آن داستان‌ها بیشتر ساختگی هستند و عمداً خسته‌کننده.

منبع: The Economist (Summary)

In fact, entomologists once deliberately tried to do just that.

در واقع، محققان حشرات زمانی به طور عمدی تلاش کردند دقیقاً همین کار را انجام دهند.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

Sometimes it's best to be deliberately fuzzy and vague.

گاهی اوقات بهتر است عمداً مبهم و نامشخص باشید.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

And she did this, I think, deliberately.

و او این کار را انجام داد، فکر می‌کنم، عمداً.

منبع: NPR News August 2016 Compilation

Okay. You two are deliberately not confirming me.

باشه. شما دو نفر عمداً تایید نمی‌کنید.

منبع: Modern Family - Season 03

My goal now is to use social media deliberately and on my own terms.

هدف من اکنون استفاده از رسانه‌های اجتماعی به طور عمدی و به شرط خودم است.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید