intentionally

[ایالات متحده]/ɪnˈtenʃənəli/
[بریتانیا]/ɪnˈtenʃənəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. عمدی، به عمد

جملات نمونه

to use equivocal language intentionally

استفاده از زبان دوپهلو به طور عمدی

Their team was penalized for intentionally wasting time.

تیم آنها به دلیل عمداً تلف کردن وقت جریمه شد.

The local authority ruled that he had made himself intentionally homeless and was therefore not entitled to be rehoused.

اداره محلی تصمیم گرفت که او عمداً خود را بی خانمان کرده و بنابراین واجد شرایط بازسازی نیست.

5 When a piton is intentionally removed it should be replaced with a fixed hanger or ringbolt.

هنگامی که یک پیتون به طور عمدی برداشته می شود، باید با یک قلاب یا حلقه ثابت جایگزین شود.

His wife shotted angrily:"In the early morning,why you intentionally angry with me!"

همسرش با عصبانیت گفت: "صبح زود، چرا عمداً با من عصبانی شدی!"

We report an 82-year-old woman who intentionally ingested about 300 ml of camphorated oil and developed acute respiratory distress syndrome (ARDS) and mortality.

ما مورد یک زن 82 ساله را گزارش می‌کنیم که به عمد حدود 300 میلی‌لیتر روغن कपूर بلعید و دچار سندرم دیسترس حاد تنفسی (ARDS) و مرگ شد.

The rhetorical device-pun intentionally uses homophone (phonogram) and polysemous words which can possible generate equivocality in order to punningly express what the speaker is really driving at.

وسیله بلاغی - کنایه، به طور عمدی از هم‌آوا (فونोग्राम) و کلمات چندمعنایی استفاده می‌کند که می‌تواند به طور بالقوه ابهام ایجاد کند تا به طور کنایه‌آمیزی بیان کند که گوینده واقعاً به چه چیزی اشاره دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید