deployed

[ایالات متحده]/dɪˈplɔɪd/
[بریتانیا]/dɪˈplɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور استراتژیک پخش کردن یا ترتیب دادن (زمان گذشته و قسمت گذشته deploy)؛ به طور مؤثر استفاده کردن؛ به موقعیت قرار دادن نیروها یا منابع

عبارات و ترکیب‌ها

deployed forces

نیروهای مستقر

deployed troops

نیروهای مستقر

deployed resources

منابع مستقر

deployed systems

سیستم‌های مستقر

deployed units

واحد‌های مستقر

deployed personnel

پرسنل مستقر

deployed assets

دارایی‌های مستقر

deployed applications

اپلیکیشن‌های مستقر

deployed strategies

استراتژی‌های مستقر

deployed technologies

فناوری‌های مستقر

جملات نمونه

the military deployed troops to the region.

نیروهای نظامی به منطقه اعزام شدند.

the company deployed new software to improve efficiency.

شرکت نرم‌افزار جدیدی را برای بهبود کارایی مستقر کرد.

rescue teams were deployed after the earthquake.

تیم‌های امدادی پس از زلزله اعزام شدند.

they have deployed resources to tackle the issue.

آنها منابعی را برای مقابله با این مشکل مستقر کرده‌اند.

the app was successfully deployed on multiple platforms.

برنامه با موفقیت در چندین پلتفرم مستقر شد.

security measures were deployed at the event.

اقدامات امنیتی در این رویداد مستقر شدند.

he deployed his skills to negotiate a better deal.

او از مهارت‌های خود برای مذاکره در مورد یک معامله بهتر استفاده کرد.

the strategy was deployed to enhance customer satisfaction.

این استراتژی برای افزایش رضایت مشتریان به کار گرفته شد.

they deployed a team of experts to analyze the data.

آنها یک تیم متخصص را برای تجزیه و تحلیل داده‌ها اعزام کردند.

the software was deployed after thorough testing.

نرم‌افزار پس از آزمایش‌های کامل مستقر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید