implemented

[ایالات متحده]/[ˈɪmplɪmentɪd]/
[بریتانیا]/[ɪmˈplɪmentɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به جریان درآوردن؛ به اجرا درآوردن؛ به کار انداختن؛ معرفی کردن یا ارائه یک ویژگی، عملکرد یا سیستم جدید؛ انجام دادن یک پروژه یا وظیفه.
adj. که به اجرا درآمده یا به نتیجه رسیده.

عبارات و ترکیب‌ها

implemented successfully

به طور موفقیت آمیز اجرا شد

implementing now

اکنون در حال اجرا است

implemented changes

تغییرات اجرا شده

implemented strategy

استراتژی اجرا شده

implementing plan

در حال اجرای طرح

implemented system

سیستم اجرا شده

being implemented

در حال اجرا بودن

implemented policy

سیاست اجرا شده

implemented features

امکانات اجرا شده

implemented solution

راه حل اجرا شده

جملات نمونه

the company implemented a new software system to improve efficiency.

شرکت یک سیستم نرم افزاری جدید را برای بهبود کارایی اجرا کرد.

they implemented a series of changes to address customer feedback.

آنها مجموعه‌ای از تغییرات را برای رسیدگی به بازخورد مشتریان اجرا کردند.

the government implemented stricter regulations on environmental pollution.

دولت مقررات سختگیرانه تری در مورد آلودگی محیط زیست اجرا کرد.

we implemented a comprehensive training program for all employees.

ما یک برنامه آموزشی جامع برای همه کارمندان اجرا کردیم.

the project implemented a new marketing strategy last quarter.

پروژه در سه ماهه گذشته یک استراتژی بازاریابی جدید را اجرا کرد.

the team implemented a risk management plan to mitigate potential issues.

تیم یک طرح مدیریت ریسک را برای کاهش مشکلات احتمالی اجرا کرد.

the school implemented a new curriculum focused on stem education.

مدرسه یک برنامه درسی جدید متمرکز بر آموزش STEM را اجرا کرد.

the city implemented a pilot program for electric vehicle charging stations.

شهر یک برنامه آزمایشی برای ایستگاه های شارژ خودروهای برقی اجرا کرد.

the university implemented a policy to promote diversity and inclusion.

دانشگاه یک سیاست برای ترویج تنوع و شمول اجرا کرد.

the organization implemented a new communication strategy to reach a wider audience.

سازمان یک استراتژی ارتباطی جدید را برای رسیدن به مخاطبان گسترده تری اجرا کرد.

the researchers implemented a control group to test the effectiveness of the drug.

محققان یک گروه کنترل را برای آزمایش اثربخشی دارو اجرا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید