devolve

[ایالات متحده]/dɪ'vɒlv/
[بریتانیا]/dɪ'vɑlv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. تحویل داده شدن؛ منتقل شدن
vt. منتقل کردن؛ تحویل دادن؛ پایین آوردن؛ کاهش یافتن.

عبارات و ترکیب‌ها

devolve power

انتقال قدرت

devolve responsibility

انتقال مسئولیت

devolve authority

انتقال اختیار

devolve decision-making

انتقال فرآیند تصمیم‌گیری

devolve control

انتقال کنترل

devolve on

به گردن افتادن

جملات نمونه

devolve one's work on sb.

مسئولیت کار را به دیگری واگذار کردن

Additional powers will devolve to the regional governments.

قدرت های بیشتر به دولت های منطقه منتقل خواهد شد.

The burden of proof devolved upon the defendant. The estate devolved to an unlikely heir.

بار اثبات بر عهده متهم قرار گرفت. املاک به وارثی غیرمنتظره رسید.

measures to devolve power to a Scottish assembly.

اقداماتی برای واگذاری قدرت به یک مجمع اسکاتلند

his duties devolved on a comrade.

وظایف او به یک همکار واگذار شد.

the Empire devolved into separate warring states.

امپراتوری به ایالت‌های جنگ‌زده جداگانه تبدیل شد.

All the responsibility has devolved upon him.

تمام مسئولیت بر عهده او قرار گرفته است.

When the President is ill, his duties devolve on the Vice-President.

وقتی رئیس‌جمهور بیمار است، وظایف او بر عهده معاون رئیس‌جمهور قرار می‌گیرد.

The senator devolved the duties of office upon a group of aides.

سناتور وظایف اداری را به گروهی از دستیاران واگذار کرد.

More powers are gradually being devolved to the regions.

قدرت بیشتر به تدریج به مناطق واگذار می‌شود.

"While Mr White was ill, most of his work devolved on his nephew."

در حالی که آقای وایت بیمار بود، بیشتر کارش به خواهرزاده‌اش واگذار شد.

Upon his retirement, the business devolved on his son.

پس از بازنشستگی، کسب و کار به پسرش واگذار شد.

This might entail a commitment to devolve and diffuse power as much as practicably possible by fostering ‘multiple-veto points.

این ممکن است مستلزم تعهدی برای واگذاری و پراکنده کردن قدرت تا حد امکان به طور عملی با ایجاد 'نقاط وتو چندگانه' باشد.

His duties devolved upon his collegues while he were abroad.

وظایف او در حالی که او در خارج از کشور بود، به همکارانش واگذار شد.

As Vice-Chancellor, it is my intention to devolve more authority to the Deans, as they are much closer to the Departments.The appointed Deanship is a step towards decentralization of authority.

به عنوان معاون رئیس دانشگاه، قصد دارم اختیارات بیشتری را به مدیران تحویل دهم، زیرا آنها به بخش ها نزدیک تر هستند. انتصاب مدیران یک گام به سمت غیرمتمرکز کردن قدرت است.

نمونه‌های واقعی

A Labour Government created the devolved institutions in Scotland and Wales.

یک دولت کارگری، نهادهای غیرمتمرکز را در اسکاتلند و ولز ایجاد کرد.

منبع: May's Speech Compilation

They were published in the winter of 1774-1775 when torque devolved into war.

آنها در زمستان 1774-1775 منتشر شدند زمانی که گشتاور به جنگ تبدیل شد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

More powers could be devolved, too.

همچنین می‌توان قدرت بیشتری را غیرمتمرکز کرد.

منبع: The Economist - International

We certainly gain precision but we completely get devolved or divorced from where time originally came from.

ما قطعاً دقت بیشتری به دست می‌آوریم، اما کاملاً غیرمتمرکز یا از جایی که زمان در ابتدا آمده است جدا می‌شویم.

منبع: 6 Minute English

Being too diplomatic is safer, unless it devolves into insincere platitudes.

بیش از حد دیپلماتیک بودن امن‌تر است، مگر اینکه به کلیشه‌های بی‌معنی تبدیل شود.

منبع: The Economist - Business

But as the debate played out, the scene devolved into a spectacle.

اما با پیشرفت بحث، صحنه به یک نمایش تبدیل شد.

منبع: New York Times

Madrid has demanded Catalonia's devolved government confirms if it is declaring independence or not.

مادرید خواستار شده است که دولت غیرمتمرکز کاتالونیا تأیید کند که آیا اعلام استقلال کرده است یا نه.

منبع: BBC World Headlines

The Scottish parliament is devolved and needs British permission to hold a new independence referendum.

پارلمان اسکاتلند غیرمتمرکز است و برای برگزاری همه‌پرسی استقلال جدید به اجازه بریتانیایی نیاز دارد.

منبع: VOA Special English: World

The UN official coordinating relief efforts in the country Abdul Ying warned that it is devolving into a full-blown catastrophe.

عبدول یینگ، مسئول هماهنگی تلاش‌های امدادی سازمان ملل متحد در این کشور، هشدار داد که در حال تبدیل شدن به یک فاجعه تمام‌عیار است.

منبع: VOA Standard English_Africa

Former members of Catalonia's devolved government are due to appear in Spain's High Court in Madrid.

اعضای سابق دولت غیرمتمرکز کاتالونیا قرار است در دادگاه عالی اسپانیا در مادرید حاضر شوند.

منبع: BBC Listening Collection November 2017

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید