variously

[ایالات متحده]/'veəriəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روش‌های مختلف; به شیوه‌های گوناگون; از دیدگاه‌های مختلف به‌طور فردی; جداگانه به‌طور رنگارنگ; در تنوعی از رنگ‌ها.

جملات نمونه

The drug is variously known as crack or freebase.

این دارو به طور مختلف به نام کرک یا فریبیس شناخته می‌شود.

his early successes can be variously accounted for.

موفقیت‌های اولیه او را می‌توان به دلایل مختلفی توجیه کرد.

The figure of the Ancient Mariner has been variously interpreted.

تصویر دریانورد باستانی به طور مختلف تفسیر شده است.

This material is variously termed ash, clinker, cinders or slag.

این ماده به طور مختلف به عنوان خاکستر، سنگ گداز، خاکستر یا سرباره شناخته می‌شود.

An abnormal condition variously characterized by stupor, stereotypy, mania, and either rigidity or extreme flexibility of the limbs.It is most often associated with schizophrenia.

یک وضعیت غیرطبیعی که به طور مختلف با حالت منگی، stereotypy، mania و یا سفتی یا انعطاف پذیری شدید اندام مشخص می شود. این اغلب با اسکیزوفرنی مرتبط است.

Leaves basal and cauline, alternate, rarely opposite or whorled, simple or variously compound, palmately nerved, rarely penninerved, with or without stipules.

برگ‌های قاعده‌ای و ساقه، متناوب، به ندرت در مقابل یا مارپیچ، ساده یا به طور مختلف مرکب، با رگه‌های نری، به ندرت نری‌رگ، با یا بدون خارک.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید